شنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۹۴

«طرح تقویت بسیج»؛ وحشت از قیام

«طرح تقویت بسیج»؛ وحشت از قیام



مجلس ارتجاع در جلسه علنی روز سه‌شنه 6بهمن، در بررسی اساسنامه سپاه پاسداران ، فصل چهارم آن را که مربوط به بسیج ضد‌مردمی است با عنوان «طرح تقویت بسیج» به‌صورت یک طرح مستقل ارائه کرد و این طرح با 150 رأی موافق 17رأی مخالف و 9 رأی ممتنع به تصویب رسید.
بر اساس این طرح، پایگاههای بسیج در تمام مجتمع‌های تجاری و مسکونی از روستاها، تا شهرها و از مساجد و محلات تا وزارتخانه‌ها و ادارات و از مدارس و دانشگاهها تا حوزه‌های آخوندی و تا فدراسیون‌ها و باشگاهها و مراکز ورزشی ایجاد می‌شود و «‌کلیه دستگاههای اجرایی و نهادهای عمومی» هم موظف به همکاری با بسیج می‌شوند.
در مورد این طرح، تعدادی از اعضای مجلس صحبت کردند و نکات قابل توجهی را مطرح نمودند که از یک طرف هدف این طرح و از طرف دیگر تضادهایی را که اجرای این طرح در عمل به بار می‌آورد، تا حدودی روشن می‌کند. از جمله یکی از اعضا به نام قاضی‌پور گفت:“ما باید در همه جا پایگاه داشته باشیم ما وقتی که می‌گوییم ارتش 20میلیونی بسیج، بسیج را باید پشتیبانی کنیم، … آیا نباید بسیج حضور داشته باشد؟ … وجود بسیج پایگاههای بسیج در همه جا نعمت است شاید مشکلات جزیی مادی باشد، اما بسیج اعتبار دارد، می‌تواند زمین پایگاه را بخرد، ساختمان احداث کند…».
قاضی‌پور در ادامه به تجربه تأسیس بسیج توسط سپاه پاسداران در عراق و سوریه اشاره کرد و افزود: «با توجه به تجاربی که در جنگهای عراق و سوریه داشتیم، ما باید در همه نقاط کشور به‌خصوص محله‌های دور مثل (مجتمع‌های) مسکن مهر در گلشهر ارومیه، گلمانخانه ارومیه و… پایگاه بسیج داشته باشیم، در حالی که این جاها هیچ پاسگاهی ندارد.
ما باید در همه جا حضور فعال داشته باشیم تا بتوانیم توطئه‌ها را خنثی کنیم. شما عاشورای 1388 یادتان نرود یک مقدار سهل‌انگاری کردیم به پایگاههای ما حمله کردند، 7 تا بسیجی عزیز ما را در تهران به‌شهادت رساندند. ما باید محکم باشیم، باید قوی باشیم».
به این ترتیب کاملاً روشن می‌شود که هدف از این طرح، پاسخ به وحشتی است که چشم‌انداز قیام و تکرار عاشورای سال 88 به جان رژیم انداخته است؛ به‌خصوص که می‌دانند این بار اگر این آتش گر بگیرد، کار تمام است.
اما این طرح تا چه اندازه عملی است یا در صورت اجرایی شدن، چه تضادهایی به بار می‌آورد؟ نماینده دولت که در جلسه حضور داشت در مخالفت با طرح کذایی گفت که این طرح «‌به‌دلیل تداخل با وظایف برخی دستگاههای اجرایی» مشکلات زیادی به بار می‌آورد و درخواست کرد که طرح دوباره به کمیسیون امنیت مجلس برگردد تا مجدداً روی آن کار شود و طرح پخته‌تری ارائه شود. دو سه تن از اعضای مجلس هم به بعضی تضادهای آن اشاره کردند؛ از جمله علی مطهری، یکی از اعضای مجلس ارتجاع، نسبت به‌معنای سیاسی این طرح و برداشتی که از آن خواهد شد و رژیم را بی‌ثبات و دچار بحران امنیت جلوه می‌دهد، هشدار داد و گفت: «ببینید دوستان، حضور بسیج در شهرکهای مسکونی و مجتمعهای تجاری ضرورتی ندارد، بلکه آثار منفی هم دارد؛ برای این‌که یک حالت امنیتی به کشور می‌دهد. اگر مقصود حفظ امنیت مجتمعهای مسکونی و تجاری است خب ما نیروی انتظامی را داریم؛ بنابراین حضور بسیج در این جاها به‌نظر من مفید نیست و شائبه‌هایی را ایجاد می‌کند، لذا بهتر است که حذف شود»
یکی دیگر از اعضای مجلس ارتجاع به نام ابراهیم نکو نیز به غیرعملی بودن این طرح اشاره کرد و ابتدا برای آن که به ضدیت با بسیج متهم نشود گفت: «قبل از این‌که نکاتم را اشاره کنم، افتخارم بر این است که بنده خودم بسیجی هستم و دستان یکایک بسیجیان عزیز و زحمتکش کشورمان را می‌بوسم. اما دوستان توجه داشته باشید، ما داریم قانون تصویب می‌کنیم، داریم قانون نویسی می‌کنیم؛ نیاییم کاری بکنیم که فردا هیچ‌کدام از این بندها عملی نشود، مواد عملی نشود، بعد به ما بخندند بگویند این قانونی که شما تصویب کردید، اجرایی نشد! تا کنون کدام یک از مسائل و مواردی که در خصوص بسیجیان عزیز و حوزه بسیج تصویب کردیم، به درستی اجرا شده؟ کدام نهادها، کدام ادارات دارند همکاری لازم را با بسیج مستضعفین دارند به‌عمل می‌آورند؟ خیلی جاها ما به بن‌بست رسیدیم و همکاریهای لازم وجود ندارد».
واقعیت این است که رژیم در پیشبرد همه طرحهای سرکوبگرانه‌ش با بن‌بست مواجه است، طبعاً نمایندگان مجلس ارتجاع صحبتی از کم و کیف این بن‌بست نمی‌کنند، ولی بن‌بست، اساساً ناشی از مقاومت مردم است که در اشکال مختلف خود را نشان می‌دهد؛ از جمله در گوشمالی و تنبیه مزدوران منفور بسیجی و حمله به لانه‌های آنها. بنابراین:
وقتی پایگاههای بسیج گسترده و متعدد می‌شود، به همین میزان هم آنها را بیشتر در معرض تهاجم قرار می‌دهند.
دیگر این‌که بسیج را بیشتر با ارگانها و نهادهای رسمی و دولتی درگیر می‌کند و این درگیریها، تضادهای درونی رژیم را حادتر و بسیجیها را منفورتر می‌کند. و یک عامل دیگر، بی‌انگیزگی خود بسیجیهاست که صرفاً برای گرفتن حقوق و باجگیری از مردم وارد بسیج می‌شوند و رژیم قادر نیست به وسیله آنها به‌طور مؤثری نقشه‌های سرکوبگرانه خود را پیش ببرد.
https://telegram.me/TahrimEntekhabat

العربیه: اپوزیسیون ایران با شعار مرگ بر روحانی از وی در فرانسه استقبال کردند

العربیه: اپوزیسیون ایران با شعار مرگ بر روحانی از وی در فرانسه استقبال کردند


تلویزیون العربیه از پاریس گزارش داد:

اپوزیسیون ایران و جنبش مجاهدین خلق اقدام به بسیجی اعتراضی علیه روحانی کردند.

شعار جمعیت: «روحانی جنایت‌کار است، مرگ بر روحانی»،
با این عبارتها صدها ایرانی در فرانسه مخالفت خود را با سیاست روحانی اعلام کردند و دوران او را دوران نقض حقوق‌بشر و افزایش سرکوب علیه کسانی که خواهان عدالت‌اند توصیف کردند.

شعار جمعیت: «روحانی تروریست است».
تظاهرات که خیابانهای پاریس پایتخت (فرانسه) را پر کرده بود، به‌خاطر ابراز مخالفت ایرانیان نسبت به حضور حسن روحانی در فرانسه به‌عنوان نماینده رژیم استبدادی ایران است. آنها می‌گویند نباید با این رژیم رابطه داشت.

دولت نوروزی نماینده شورای ملی مقاومت ایران در انگلستان: «می خواهم بگویم پولهای آزاد شده به جیب کسانی می‌رود که از بنیادگرایی و تروریسم پشتیبانی کنند و آن‌را به سوریه و عراق و لبنان صادر می‌کنند».

اعتراضاتی که جنبش مجاهدین خلق به آن فراخوان داده است با حضور صدها ایرانی مخالف رژیم ایران برگزار شده است. آنها با بلند کردن پلاکاردهایی از اتحادیه اروپا خواستند که به روحانی فشار بیاورد نیروهایش و شبه‌نظامیانش را از سوریه خارج کند.

یک تظاهر کننده: باید زندانیان آزاد شوند و اعدام مخالفان متوقف شود.


دوشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۴

«تقابل قایقها» در برابر «معامله برجام»

اخبار - مقالات - سخن روز
تاريخ: PM 8:33:34 1394/11/5


«تقابل قایقها» در برابر «معامله برجام»

نزدیک به دو هفته پس از وحشتی که رژیم با آزاد کردن فوری و سراسیمه ملوانان آمریکایی به‌نمایش گذاشت، یکباره هیاهویی در درون رژیم برخاست. ابتدا خامنه‌ای به صحنه آمد و به پاسداران دست‌اندرکار گفت: «این حادثه کار خدا بود شما هم عالی عمل کردید» (تلویزیون رژیم 4بهمن)، سپس نوبت به متخصصان دود و دم رسید. از جمله پاسدار سلامی جانشین سرکرده سپاه که آزاد کردن یک‌شبه ملوانان را «پیروزی آشکار و فتح مبین» توصیف کرد (تلویزیون رژیم 4بهمن). بعد هم روزنامه‌های باند خامنه‌ای هم به هیاهونامه تبدیل شدند: «خدا اگر خداست برایش هیچ کاری ندارد که در عرض چند دقیقه، محصول 2سال دست دادن بعضیها با ابلیس را دود کند و به هوا بفرستد» تا «بلکه پرزیدنت بی‌ادب و بی‌هوش آمریکا آدم شود» (روزنامه حکومتی وطن امروزـ 5بهمن) و «اقدام ستایش‌انگیز نیروی دریایی سپاه پاسداران… آمریکا را تحقیر کرد» (کیهان خامنه‌ای ـ 5بهمن).
اینها گوشه‌یی از هیاهویی است که با تأخیر نزدیک به دو هفته در درون رژیم سرباز کرده است. در این مورد یک سؤال مطرح است و یک واقعیت قابل توجه.
سؤال این است که این هیاهو آن هم با چنین تأخیری از چه نیازی ناشی می‌شود؟ جواب از خلال نوشته روزنامه‌های باند خامنه‌ای به‌دست می‌آید: «خدای دریا»، «خدای شنها»، «خدای طبس»، «هم‌چنان خدا خواهد بود و هم‌چنان هوای آبروی این انقلاب را خواهد داشت» (وطن امروز ـ 5بهمن). یعنی‌ای دلواپسان وحشت‌زده، ای ریزشیها، نگران نباشید، اگر قافله اجساد از سوریه هم‌چنان روان است، اگر حلقه انزوای منطقه‌یی و جهانی هر روز تنگتر می‌شود، اگر به‌رغم اجرایی شدن برجام هیچ چشم‌انداز گشایشی در پیش رو نیست، نگران نباشید، ریزش نکنید، دست به دعا بردارید که «خدا خواهد بود و هم‌چنان هوای آبروی این انقلاب را خواهد داشت». اما آیا این هیاهو دردی از دردهای بی‌درمان نظام و ریزشیهای داخلی و خارجی آن درمان خواهد کرد؟ برعکس ریزشیها و وابستگان به نظام که به خوبی می‌دانند که خدا و خلق چه آتشی برایشان تدارک دیده‌اند، بیش از پیش در وحشت فرو خواهند رفت.
اما این هیاهو و نیازی که خلیفه درمانده ارتجاع را به ایجاد آن واداشته، یک واقعیت قابل‌توجه را نیز به‌نمایش می‌گذارد. چرا که نیاز، ریشه در ماهیت دارد و دود و دم برخاسته از آن، ماهیت جنگ‌افروزانه نظام ولایت را به نمایش می‌گذارد. همان ماهیت خطرناکی که مماشاتگران تلاش می‌کنند آن را در زیر پرده «اعتدال» فریبکارانه آخوندی نادیده بگیرند. این واقعیت گرچه به‌دلیل قرار داشتن رژیم در گرداب بحرانها، فعلاً به‌صورت بالقوه و در ذهن و آرزوهای سردمداران نظام است، اما در روزنامه‌هایش به‌روشنی به آن پرداخته شده است. این تیتر ارگان بسیج موسوم به جوان است: «معامله برجام» و «تقابل قایقها». در این مقاله آمده است: «در برابر ”معامله برجام“ به‌عنوان الگوی پیشنهادی برخی‌ها، حالا از الگوی دیگری رونمایی شده است که ”تقابل قایق‌ها“ نام دارد». یعنی تا جایی که به ماهیت و آرزوهای نظام مربوط می‌شود، خط مورد نظر خلیفه ارتجاع که برای اجرای آن منتظر فرصت است، جنگ‌افروزی و گسترش تروریسم است که در این جا به شکل سمبلیک خط «تقابل قایقها» نامیده شده است. این واقعیت که به‌عنوان ابزاری در جنگ انتخابات نیز به‌کار رفته، در کیهان خامنه‌ای به‌شکل روشنتری بیان شده است: «مفهوم این‌که بگوییم برای حل سایر مسائلمان با غرب باید همین الگوی برجام را پیاده کنیم این است که، این بار در کارخانه‌های موشک‌سازی‌مان را تخته کنیم تا مجدداً تحریمهایی که با جمع شدن سانتریفیوژها و برنامه هسته‌یی برداشته شده است، باز نگردند! و در مرحله بعد برای جلوگیری از بازگشت مجدد همان تحریمها، از حمایت مظلومان منطقه (بخوانید جنگ‌افروزی در منطقه‌یی)، دست برداریم و خلاصه برگه‌های قدرتمان را یکی یکی در مقابل همان یک برگ حریف بدهیم» (کیهان خامنه‌ای ـ 4بهمن). این البته اعترافی آشکار به‌قرار گرفتن نظام در معرض جامهای زهر پیاپی در گرداب بحرانها نیز هست.
خبرهاى ما را مى توانيد در كانال تلگرام نيز دنبال كنيد 


اخبار - ايران - شقه و شكاف آخوند علم الهدی: می‌خواهند ما را از داخل نابود کنند و روحانیت وجود نداشته باشد

اخبار - ايران - شقه و شكاف

تاريخ: PM 6:34:15 1394/11/4


آخوند علم الهدی: می‌خواهند ما را از داخل نابود کنند و روحانیت وجود نداشته باشد



آخوند علم‌الهدی نماینده خامنه‌ای در مشهد روز یکشنبه 4بهمن94 در دیدار با جمعی از آخوندهای حوزه آذربایجان غربی نسبت به موقعیت ولی‌فقیه و سرنوشت رژیم ابراز نگرانی کرد و گفت:
رهبر معظم انقلاب امروز دستور و اطلاعیه می‌دهند اما در مقام اجرای عملی نزدیکترین جریانهای نزدیک به رهبری اقدام نمی‌کنند، با این دید امروز در کشور جریانهای سیاسی می‌خواهند روحانیت نباشد.. باید گفت مسأله اختلاف‌ها در بین جریانها افسانه است و تنها بحث این است که روحانیت وجود نداشته باشد.
اگر این مشکلات را رصد نکنیم و در برابر روشنگریها قدم برنداریم دنیا بر ما مسلط می‌شود، چرا که آمریکا می‌خواهد جمهوری اسلامی به استخدامش در بیاید و از داخل ما را نابود کند و متأسفانه این مزاج در داخل برخی جریانهای سیاسی کشور نیز وجود دارد، لذا اگر بنا شد در این نظام اسلامی جا پای انسانهای متدین پیدا نشود خیلی ساده از بین می‌رویم.
خبرهاى ما را مى توانيد در كانال تلگرام نيز دنبال كنيد 

اخبار - ايران - تروريسم #اندیمشک - #مردم با #سنگ پرانی #بساط #نمایش #انتخابات را به هم زدند

اخبار - ايران - تروريسم
تاريخ: PM 8:03:40 1394/11/4

اندیمشک - مردم با سنگ پرانی بساط نمایش انتخابات را به هم زدند

مردم چمگلک از توابع اندیمشک روز سوم بهمن، هنگام سخنرانی یکی از کارگزاران حکومتی به خشم آمده با سنگ پرانی بساط نمایش انتخابات را بر هم زدند.

این کارگزار حکومتی فریدون حسنوند استاندار سابق بوشهر و رئیس گاز رسانی به مناطق محروم بود که رژیم وی را سه دوره از صندوق های این منطقه برای مجلس ارتجاع درآورده بود.


خبرهاى ما را مى توانيد در كانال تلگرام نيز دنبال كنيد 

«فرار از اقتصاد به حرافی!»

«فرار از اقتصاد به حرافی!»


«آمار سخنرانیهای رئیس‌جمهور در دولت فعلی چندین برابر رؤسای گذشته شده است این اتفاق خوبی نیست» (سایت حکومتی راه دانا ـ2بهمن 94).
«زنده‌باد «دولت رکود» … «سیاست و حرف» … عیدی زود هنگام دولت اعتدال به ملت است! (نه این که) ملت از نظر «اقتصاد» تکمیل است، آقایان مدام «سیاست» به خورد ملت می‌دهند!… آقایان حتی سیاست را هم از اینی که هست، بدنام‌تر کرده‌اند! حرف می‌زنند؛ ای کاش حرف حساب؛ نه، تکرار همان حرافی‌های 30سال پیش…» (سرمقاله روزنامه حکومتی وطن امروزـ 3بهمن 94).
آنچه در بالا آمد، اندکی از انبوه پاسخهای باند خامنه‌ای و رسانه‌های این باند به اظهارات روز پنجشنبه اول بهمن روحانی است که وی طی آن، ولی‌فقیه و شورای نگهبانش را و حذف و تصفیه‌های آن را تخطئه کرده و به باد ریشخند و تمسخر گرفته بود.
پاسخگویی و حملات باند خامنه‌ای به روحانی را می‌توان در عبارت «فرار استراتژیک دولت از اقتصاد به سیاست با حمله به شورای نگهبان» که همان سایت فوق‌الذکر (راه دانا) به‌کار برده بود، فشرده و خلاصه کرد. البته چنان که دیدیم روزنامه وطن‌امروز همان «سیاست» را که روحانی به آن پناه می‌برد، بدنام‌تر کردن سیاست از آنچه هست و تنزل آن به حرافی، معنا کرده است.
همین روزنامه در مقاله دیگری تحت عنوان «فرار از مطالبات معیشتی مردم؟» می‌نویسد: «دولت که بیش از 2سال است با «حلوا، حلوا» ی توافق در ژنو و لوزان و وین و در نهایت برجام نتوانسته دهان ملت را شیرین کند… این روزها بازار تبریک دولت به‌خاطر «آفتابه لگن هفت دست» برجام گرم است و دولت اساساً «شکست» را نخواهد پذیرفت، چرا که برجام را فتح‌الفتوح می‌داند و نشان داده انتقاد به آن را برنمی‌تابد» (وطن امروز ـ 3بهمن 94).
جالب است که روحانی هم در سخنرانی روز پنجشنبه خود متقابلاً همین اتهام را متوجه باند ولی‌فقیه کرد که به جای پرداختن به مسائل مشخص و مادی، میزان الحراره گذاشته‌اند (آن هم میزان‌الحراره خراب) تا تعهد کاندیداها به اسلام و ولایت‌فقیه را اندازه بگیرند!
دو باند رقیب، با این حملات متقابل، در واقع کل نظام و عملکرد و شگرد آن، طی سی و چند سال حاکمیتش را برملا می‌کنند. این رژیم دجال طی این مدت، مرتب اوضاع کشور و شرایط اقتصادی اجتماعی مردم ایران را در همه زمینه‌ها به قهقرا برده و به جای هر چیز حرف، حرف و فقط حرف تحویل مردم داده است، آن هم به‌اذعان خودشان نه حرف درست و حسابی! یک مشت اباطیل و خرافات، تحت عنوان دین و مذهب! از تقوا و پاکی و پاکدستی و اخلاق حرف زده‌اند و در عمل فساد و دزدی و فحشایی را که نه در حال حاضر نظیرش در دنیا هست و نه در طول تاریخ ایران سابقه داشته در میهن ما رواج داده‌اند و همه ارزشهای خدایی و انسانی را لوث و لگدمال کرده‌اند.
روحانی نمایش انتخاباتی را به سخره می‌گیرد و می‌گوید: «خب یک جناح اگر نیست، یک جناح اگر هست که خب همان است دیگر، انتخابات هفتم اسفند نمی‌خواهد، همانها تشریف ببرند مجلس دیگر…» (سخنرانی در همایش استانداران ـ اول بهمن 94).
و یک روزنامه باند ولی‌فقیه در مقاله‌یی تحت عنوان «اصلاً چرا انتخابات برگزار کنیم؟!» جواب روحانی را چنین می‌دهد: «اگر قرار بود قوه مجریه در مقام عمل- بخوانید مقام حرف! - بدل به «قوه حرفیه» شود و علی‌الدوام اقتصاد را قربانی سیاست ـ این را هم بخوانید سیاست‌بازی، که کاش سیاست! ـ کند، جمهوری اسلامی آیا بهتر نبود به جای برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری، خودش یک سخنران انتصاب می‌کرد؟!». اکنون اگر به جای «قوه مجریه» در عبارات بالا «استبداد مطلقه ولایت‌فقیه» بگذاریم؛ همان حرف مردم ایران است با تمامی اوباشان و سارقان انقلاب که با عناوین مجعولی مانند «اصولگرا» و «اعتدالی» و
اصلاح‌طلب» بر سر تقسیم غنائم به‌یغما برده شده و حق حاکمیت ملت ایران، در نمایش ننگین انتخابات به جان هم افتاده‌اند و اکنون به جایی رسیده‌اند که خودشان هم این نمایش مسخره را که اهانت به «انتخابات» به «دموکراسی» و به مردم ایران است، به باد استهزا می‌گیرند.
اما معنی این‌که هر دو باند حاکم به این نقطه رسیده‌اند، هر دو انتخابات قلابی‌شان را به طعن و سخره می‌گیرند و هر دو فریب بزرگ خمینی ـ فرار از اقتصاد به سیاست و از سیاست به شعار و حرافی و دجالگری ـ را لو می‌دهند و به واقعیتهایی اعتراف می‌کنند که تا پیش از این فرزندان مجاهد و مبارز این میهن، به جرم بیان همینها و اعتراض به آن تیرباران می‌شدند و بر سر دار می‌رفتند، چیست؟
جواب در یک کلام این است که آخوندهای حاکم به ته خط و به بن‌بست مطلق در همه زمینه‌ها رسیده‌اند. از یک سو دیگر نمی‌توانند این واقعیتها را انکار کنند و بر آنها سرپوش بگذارند و از سوی دیگر از حاصل عمل خود و پاسخ مردم ایران به آتشی که طی این سالیان به جان آنها ریخته‌اند، وحشت‌زده هستند. وحشتی که در حرفهای همه آنها موج می‌زند؛ آخوند خاتمی در جمعه‌بازار تهران (2بهمن) خطاب به روحانی، با اشاره به آن شعر معروف، می‌گفت وقتی تو این چنین حرف می‌زنی، نوبت که به مردم برسد، درخت نظام را از بیخ برمی‌آورند و در حالی که قیام مردم را با فرهنگ لغات دجالگرانه آخوندی، «فتنه» می‌نامید هشدار می‌داد «وقتی فضا زمینه‌ساز فتنه می‌شود، آن وقت کی می‌خواهد فتنه را جمع کند؟!».
آری، کار از این حرفها گذشته است، نشانه‌ها همه حاکی از آن است که این دیکتاتوری فرتوت در چنبره بحرانها، به نقطه‌یی رسیده که دیگر قادر به مهار تحولاتی که با شتابی فزاینده آن را به سمت سرنگونی می‌برد، نیست!

خبرهاى ما را مى توانيد در كانال تلگرام نيز دنبال كنيد 



یکشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۴

#اخبار - #مقالات - #ايران #قراردادهای #جدید، #پایمال کردن #ملی شدن #نفت #ایران

اخبار - مقالات - ايران
تاريخ: PM 3:49:44 1394/11/4

قراردادهای جدید، پایمال کردن ملی شدن نفت ایران


در جریان جنگ و دعواهای دو باند حاکم، در یک برنامه تلویزیونی رژیم، بار دیگر گوشه‌یی از وطن‌فروشی و قراردادهای خائنانه‌یی را که رژیم آخوندی به موجب آنها منابع عظیم نفتی کشور را به شرکتهای نفتی خارجی واگذار کرده، فاش شد. مجری تلویزیون خبر داد که در این برنامه، از مقامها و دست‌اندرکاران عقد این قراردادها خواسته بودند که در این گفتگو شرکت کنند، اما آنها حاضر نشدند. فرحناکیان یکی از کارشناسان شرکت کننده در این برنامه، قراردادهای موسوم به آی پی سی IPC را که رژیم به‌تازگی منعقد کرده، ”عقب‌نشینی غیرعزتمندانه“ خواند و گفت: «طراحی مدل جدید قراردادهای نفتی و ارائه آن در سال94 نوعی عقب‌نشینی به اضافه عدم حفظ عزت ملی است، یعنی یک عقب‌نشینی غیرعزتمندانه است… عملیات بالا دستی نفت به 3قسمت اکتشاف، توسعه و استخراج و تولید تقسیم می‌شود. ما در سال 1353 یعنی در زمان پهلوی دوم تصمیم گرفتیم که دیگر مرحله سوم را دست خارجی‌ها ندهیم؛ یعنی اکتشاف و توسعه را به آنها می‌دهیم ولی استخراج یا تولید برای خودمان. از سال 53 به بعد و در حالی‌که در سال 57 انقلاب شده، قانون اساسی نوشتیم، یک قانون نفت به مجلس بردیم و اصلاح کردیم، قانون وظایف به مجلس بردیم و… هیچ تغییری در این موضوع ایجاد نشده و ما هم‌چنان تصمیم داشتیم که خودمان تولید را انجام بدهیم. ممکن بود که در اکتشاف یا توسعه ضعف داشته باشیم؛ ولی دوست داشتیم خودمان تولید را انجام بدهیم. در مهر94 یک مرتبه تصمیم گرفتیم که علاوه بر اکتشاف یا توسعه، تولید را هم مجدداً به خارجی‌ها بدهیم. این عقب‌نشینی است. با هر بیان سیاسی و اقتصادی هم که توجیه بشود ولی اسم آن عقب‌نشینی است» (تلویزیون رژیم – 30دی 94).
«عقب‌نشینی غیرعزتمندانه» ترجمه وطن‌فروشی خائنانه است. دجالان حاکم به‌رغم عربده‌کشیهای ضداستکباری‌شان که گوش فلک را کر می‌کند، نه تنها تمام دستاوردهای نهضت ملی شدن نفت به پیشوایی مصدق بزرگ را پایمال کرده‌اند، بلکه هم‌چنان که این کارشناس رژیم هم اذعان کرد، در خیانت و وطن‌فروشی روی دست شاه بلند شده‌اند و آنچه را که شاه به کمپانیهای نفتی نداده بود، آخوندها دو دستی تقدیم آنها کرده‌اند.
نکته شگفت‌انگیز این‌که این قراردادهای خائنانه درباره میادین درون سرزمینی بسته شده و نه در مورد میادین مشترک نفتی مانند میادین نفتی مشترک با قطر! و قطر سالهاست نفت این میادین مشترک را یک طرفه استخراج می‌کند و ایران تقریباً هیچ سهمی از این میادین مشترک نمی‌برد.
اکبری، کارشناس دیگر شرکت کننده در این برنامه تلویزیونی گفت: «اگر قرار باشد مدل جدید قراردادی در کشور ساری و جاری بشود، یکی از خاستگاههای مورد نیاز آن، میادین مشترک است. آماری که در بحث میادین مشترک داریم، جداً آمار فاجعه‌باری است. اگر بخواهیم حساب و کتابهای عدم‌النفع را انجام بدهیم، می‌بینیم که ما روزانه چند صد میلیارد تومان داریم ضرر عدم‌النفع می‌دهیم؛ ماهیانه چندین برابر یارانه کل مردم ایران، عدم‌النفع یا بعضاً ضرری هست که در جیب کشورهای همسایه وارد می‌شود ز علت آن تأخیری است که ما در توسعه میادین مشترکمان داریم. ماکه این‌همه داریم در توسعه میادین مشترکمان ضرر می‌دهیم و عدم‌النفع‌های قابل‌توجه در این زمینه داریم، چرا پروژه‌هایی که انتخاب شد پروژه‌های میادین مستقل ما بود؟ وقتی میادین مشترک ما مانده و کشور رقیب دارد با شدت تمام برمی‌دارد… چه لزومی دارد که میدان مستقل ما بیاید در این واگذاری قرار بگیرد؟»
آش این وطن‌فروشی آن قدر شور است که صدای تلویزیون و کارشناسان حکومتی را هم درآورده است. به‌عنوان نتیجه‌گیری، باید به قسمتی از یک گفتگوی دیگر در تلویزیون رژیم که 3هفته پیش پخش شد، اشاره کنیم. در این گفتگو مسعود درخشان عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: «این قرارداد، در واقع یک بازگشت به گذشته است، یعنی بازگشت به وضعیت قبل از ملی شدن نفت. بعد از ملی شدن نفت که دولت مرحوم مصدق با کودتا ساقط شد و کنسرسیوم راه افتاد. در واقع بازگشت به دوران قبل از مصدق بود» (شبکة2 تلویزیون رژیم ـ 12دی 94).


خبرهاى ما را مى توانيد در كانال تلگرام نيز دنبال كنيد 

اخبار - مقالات - ايران #برگ #تازه‌یی از #انزوا و #یأس

اخبار - مقالات - ايران
تاريخ: PM 3:49:44 1394/11/4

برگ تازه‌یی از انزوا و یأس




اجلاس وزیران خارجه سازمان همکاری اسلامی به‌درخواست عربستان روز 1بهمن 94 در جده برگزار شد. برگزاری این کنفرانس در یک کلام و به‌طور خلاصه، یک گام تازه و بیشتر در جهت هرچه منزوی‌تر کردن رژیم در منطقه بود. یعنی حلقه طناب انزوا بر گردن رژیم باز هم تنگتر شد.
اما برای توضیح بیشتر لازم است ابتدا اشاره کوتاهی به سوابق کنفرانس همکاری کشورهای اسلامی بشود که اساساً زمانی رژیم آخوندی خود را صحنه گردان این کنفرانس کرده بود و تلاش می‌کرد از این کنفرانس در راستای اهداف خود استفاده کند و دخالتهای تروریستی‌اش در منطقه را با استفاده از این کنفرانس بپوشاند، اما حالا کار رژیم به جایی رسیده که این کنفرانس برای محکوم کردن تمام‌عیار رژیم تشکیل جلسه داده و بیانیه‌یی را تصویب می‌کند که با شدیدترین لحن رژیم آخوندی را محکوم می‌کند و حتی خواستار اقدامات عملی مشخص از جانب کشورهای عضو می‌شود.
نگاهی هر چند کوتاه به بندهای بیانیه پایانی این کنفرانس مؤید این واقعیت است: در بند اول ضمن محکوم کردن شدید رژیم به‌خاطر حمله به سفارت عربستان تأکید شده که: «این حملات با میثاق سازمان همکاری اسلامی و میثاق سازمان ملل» که خواستار «حفاظت از صلح و امنیت و اجتناب از دخالت در امور داخلی کشورها» است به کلی مغایر است. در بندهای دیگر این بیانیه «اظهارات تحریک‌آمیز رژیم ایران» علیه عربستان و کشورهای دیگر، همچنین «دخالتهای رژیم ایران در امور داخلی کشورهای منطقه و ادامه حمایت رژیم آخوندی از تروریسم به‌شدت محکوم شده است. در بندهای بعدی این بیانیه ضمن حمایت از همه اقدامات عربستان و تمام بیانیه‌های محکومیت رژیم در یک موضعگیری قابل‌توجه در دو بند خواهان اقدامات عملی کشورهای عضو علیه رژیم شده است. از جمله «خواهان کار برای متوقف کردن طرح و برنامه‌های فرقه‌ای و مذهبی» رژیم «بدلیل آثار ویرانگر و پیامدهای خطرناک آن بر امنیت و ثبات کشورهای عضو و بر صلح و امنیت بین‌المللی».

همین نکات ازبیانه این اجلاس، کاملاً روشن می‌کند که انزوای آخوندها بیش از پیش تشدید شده و در واقع این یک سیلی محکم به گوش رژیم است. واکنش رژیم نسبت به این جلسه و بیانیه آن، بسیار ذلیلانه و ضعیف بود. در سالهای گذشته اگر کشوری یا سازمانی علیه رژیم موضعگیری می‌کرد آخوندها و سردمداران و رسانه‌های رژیم، دود و دم تبلیغاتی بسیاری علیه آن کشور یا سازمان به‌راه می‌انداختند، اما حالا باید دنبال نمودهای واکنش رژیم در رسانه‌ها بود و مشخص است که رژیم تلاش می‌کند تا سرش را پایین بگیرد تا این موج رد بشود، که البته نظام آخوندی به‌خوبی می‌داند که این موج نه تنها عبور کردنی نیست، بلکه موجی است که امواج بعدی را پشت خود می‌آورد.

بنابراین باید گفت که رژیم از موضع ضعف و ذلت از رویارویی دررفته، میدان را خالی کرده و تنها به آه وناله بسنده کرده است. چنان‌چه وزارت‌خارجه رژیم در بیانیه‌یی که در همین مورد داده سوز و گداز کرده که چرا برخورد جمهوری اسلامی ایران را با اشغال کنندگان سفارت نادیده گرفته‌اند. یعنی همان نمایش مضحکی را که هنوز هم نتیجه‌اش را رژیم اعلام نکرده است. یا ناله کرده که این بیانیه به مطالبی‌خارج از دستور پرداخته و «در خدمت اهداف یک کشور خاص» قرار گرفته است. سپاه پاسداران هم در خبری که منتشر کرده به شیوه خاص و دجالگرانه خود آه و نالة کرده و مدعی شده که عادل الحبیر در این جلسه گفته «عربستان خواستار ایجاد روابط بهتر با ایران شد، اما به جزء حرفهای متناقض پاسخی دریافت نکرد». خبرگزاری مهر آخوندی هم ناله کنان، بیانیه صادر شده را یک «بیانیه فرمایشی» توصیف کرد. جالب این جاست که ظریف وزیرخارجه آخوندها هم به‌رغم چنین واکنشی از سوی سازمان همکاری اسلامی در داووس منت کشی کرد و گفت: «خود را در حالت دشمنی و تخاصم با عربستان سعودی نمی‌بینیم. امیدواریم که آنها هر چه زودتر به خود بیایند و شاهد رفتار معقولانه آنها باشیم».
بنابراین به‌خوبی روشن است که رژیم گام به گام در منطقه و جهان، منزوی‌تر و محدودتر می‌شود.


خبرهاى ما را مى توانيد در كانال تلگرام نيز دنبال كنيد 

#مقالات - #ايران #”فتح الفتوح ”یا ”#هزینه سنگین ”

 مقالات - ايران
تاريخ: AM 5:16:35 1394/11/4

”فتح الفتوح ”یا ”هزینه سنگین ”


آخوند احمد خاتمی نماینده ولی‌فقیه ارتجاع در نمایش جمعه 30 دی ماه در مورد برجام با ناله وزاری گفت: ”این یک موفقیت بود، رفع بخشی از تحریمها بود نه تمام تحریمها، غلو در این عرصه آسیبه، این‌که کسی بیاد این رو فتح الفتوح تلقی کند، این‌طور نیست، این فتح الفتوح نبود هزینه سنگینی ما دادیم، کدام ایرانی بود که در تلویزیون دید صحنه برداشتن قلب راکتور اراک را و حسرت نخورد، 12سال فناوران ما خون دل خوردند به این‌جا رساندند حالا می‌گویند باید بردارید، البته این هزینه است هزینه سنگینه، ”
البته آه وناله این آخوند شیاد به‌دنبال اعتراف ولی‌فقیه زهر خورده نظام بود که در جواب نامه آخوند روحانی، طی نامه‌یی بوی نوشته بود: ”ثالثاً: در تبلیغات توجه شود که در برابر آنچه در این معامله به دست آمده، هزینه‌های سنگینی پرداخت شده است. نوشته‌ها و گفته‌هایی که سعی می‌کنند این حقیقت را نادیده گرفته و خود را ممنون طرف غربی وانمود کنند با افکار عمومی ملت، صادقانه رفتار نمی‌کنند. (روزنامه جوان 30 دی 94)
بیان این مطالب در حالیست که رئیس‌جمهور نظام، چندی قبل برجام را با فتح خرمشهر مقایسه کرده و آن را فتح الفتوح خوانده بود.
روزنامه باند خامنه‌ای به نام رسالت روز5 دی در سرمقاله خود به همین مسأله پرداخته بود: ”بزرگنمایی:
رئیس‌جمهور کشورمان ضمن مقایسه برجام با فتح خرمشهر و فتح الفتوح خواندن آن، برجام را نشانه عظمت و اقتدار ایران و پذیرش حقوق هسته‌یی ایران از سوی قدرتهای هسته‌یی به‌ویژه آمریکا دانسته و پس از بسته شدن پرونده مطالعات ادعایی مردم و منتقدان را از ورود به حوزه نقد برحذر داشته است“..
با کنارهم گذاشتن این مواضع این جمله متناقض به دست می‌آ‌ید: ”پیروزی در حد فتح الفتوح البته با حسرت به دلی بسیار و پرداخت هزینه‌های سنگین ”. معلوم نیست بالاخره کدام را باید باورکرد ”فتح الفتوح ”یا ”حسرت درآوردن قلب اتمی رژیم ”و پرداخت ”هزینه سنگین ”
این واقعیت بن‌بست همه‌جانبه در رژیمی است که غرق در بحران است، به حدی که به این صراحت مجبور به تناقض‌گویی می‌شود.
البته چه روحانی که برجام را فتح الفتوح می‌خواند و چه احمد خاتمی و ولی‌فقیه طلسم شکسته‌اش که آن را پرداخت هزینه سنگین می‌دانند، ته خط از مسأله دیگری نگرانند که در این مورد نه تنها خامنه‌ای وباندش بلکه باند مقابل هم از آن واهمه دارند، مسأله‌ای که احمد خاتمی در همین نماز جمعه با سوز و گداز والتماس عنوان می‌کند. او می‌گوید: ”فضا که غبار آلود شد زمینه‌ساز فتنه میشه آنوقت کی می‌خواهد فتنه رو جمع کنه؟ ”
واقعیت این است که پس از مرحله اجرایی شدن برجام و نفوذ زهر اتمی به پیکره نظام ولایت، و مسأله نمایش انتخابات رژیم با رد صلاحیتهای فله‌ای از یک طرف و انزوای منطقه‌یی همراه با سقوط قمیت نفت و سایر بحرانهای درونی رژیم از طرف دیگر، رژیم در وضعیت بسیار شکننده‌ای قرار دارد. به‌خصوص که مدتها بود که آخوند روحانی در این شیپور می‌دمید که برجام گشایش می‌اورد، اما نه تنها فرجی حاصل نشده بلکه هم خودش وهم ولی‌فقیه و سایر مهره‌ها و رسانه‌های نظام آخوندی بر این مسأله متفقند که فعلاً از این امام‌زاده آبی گرم نمی‌شود و مشکل رکود اقتصادی و.. چشم‌انداز مشخصی ندارد.
طبعا با توجه به این عدم گشایش، باید که کلیت نظام نگران تهدید اصلی یعنی خیزش و قیام مردمی باشند که حالا بعد از برجام و به قول روحانی شیاد فتح الفتوح، درپی مطالبات برحق خود هستند.
خبرهاى ما را مى توانيد در كانال تلگرام نيز دنبال كنيد 

”تکفیر“ و ”ارتداد“ - گفتگوی سیمای آزادی با استاد جلال گنجه‌ای

”تکفیر“ و ”ارتداد“ - گفتگوی سیمای آزادی با استاد جلال گنجه‌ای


سوال: در ابتدا اجازه دهید سؤال کنیم تکفیر یعنی چه؟
استاد جلال گنجه‌ای:
 تکفیر همان‌طور که از مفهوم لغتی کلمه هم برمی‌آید، یعنی ”کافر“ اعلام کردن کسی که خودش مدعی مسلمانیست.
کافر ”اعلام کردن“ و نه مثلاً ”کشف کفر“ و نه مثلاً ”مجازات“ هر غیرمسلمان، تحت هر عنوان دیگری.
سوال: سابقه تاریخی این بحث چیست؟ 
استاد جلال گنجه‌ای: یک نظریه در تاریخ فقه مسلمانها در قرن هفتم هجری یعنی حدوداً قرن 13 میلادی ظهور کرد و گسترش یافت.
صاحب این نظریه فرد خیلی معروفیست به اسم ”ابن تیمیه“که یک مکتب فقهی بر اساس این نظریه به وجود آورد.
جریانهای تکفیری کنونی هم البته به‌صورت یک طیف، به همان نظریه متوسل می‌شوند و آن عبارت از این است که: احکام شریعت (که جداگانه باید توضیح داد که این مجموعه شریعت خودش چی هست و حدود اعتبار جز‌ء جزئش چقدر است؟ و چگونه محقق شده؟) احکام شریعت، احکام خداست. و کسیکه در مقابل احکام شریعت می‌ایستد، در مقابل خدا ایستاده و این در حقیقت مصداق آیه‌ای هست که ایستادگی در مقابل احکام خداوند را کفر می‌داند.
بنا بر این با تفسیر یک آیه که موضوعش احکام خداوند هست و با تسری دادنش (که خود این تسری دادن خودش بجاهست یا به‌جا نیست و بحث خاص خود را می‌طلبد) به احکام شریعت که می‌دانیم آن احکام را فقها نوشته‌اند، حالا چقدر استنباط آن فقها از قرآن و سنت برای نوشتن این احکام درست هست یا درست نیست، و اینهم بحث دیگریست، ولی این‌قدر می‌دانیم که فقها روی همین استنباطهای خودشان (با یکدیگر) اختلاف دارند!
و در این‌که این استنباطها استنباطهای بشری هست و متحد الرای نیستند، (چیزی که) فکر می‌کنم هر مطالعه کننده ابتدایی هم اینرا می‌داند!
به هر ترتیب، آن ”آیه“ را تفسیر کردن به این ”احکام شریعت “، باعث می‌شود که گرایشها یا قدرتهایی که بر مسلمانها حاکمند، سایر گرایشهایی که در جامعه مسلمانها وجود دارند و روی این احکام به‌اصطلاح شریعت اما و اگر می‌کنند را بتوانند تکفیر کنند.
خب این (یک) جایی که به حاکمان برگردد، تبدیل می‌شود به (تکفیر حاکمان). حاکم مسلمانی را که شما تکفیر کنید، معنی‌اش این می‌شود که او نامشروع است. معنی‌اش این است که او ”طاغوت “ است.
بنابراین می‌توان با آن حاکم جنگید، اصلاً باید با وی جنگید، چون حاکمیت نامشروع قابل‌تحمل نیست.
به این ترتیب، مبارزه با حکومتهایی که مسلمان هستند، مثلاً نماز می‌خوانند، رؤسایش یا اعضایش یا اصلاً خود را حکومت دینی اعلام می‌کنند ولی نسبت به این احکام حرف دارند، طبق این نظریه، تکفیر مجاز می‌شود.
کما این‌که اشخاصی را که در این زمینه مطالعه می‌کنند، تحقیق می‌کنند، حرف می‌زنند، و موضع دارند، اعم از این‌که اشخاص فکری باشند، اشخاص حزبی باشند، سیاسی باشند می‌شود آنها را تکفیر کرد.
البته خود ”ابن تیمیه“ بسیار به درستی هشدار می‌دهد که این، (یعنی تکفیر) کاری نیست که هر بچه مدرسه‌ای یا هر کسیکه کلاشینکف بدوش داشته باشد مجاز به اجرایش باشد!
به نظر ”ابن تیمیه“، اینکار باید با دقت صورت بگیرد، در محکمه صورت بگیرد، علمای مسئول، اینکار را بکنند.
ولی به هر ترتیب، او راه را باز کرد برای این‌که مسلمانی را که اعلام رسمی می‌کند که مسلمان است و حتی بعضی یا همه شعائر اساسی اسلام را انجام می‌دهد، ولی نسبت به اجرای این احکام معین، مثلاً فرض بکنید که سنگسار یا مانند آن، موضع دارد، بتوان چنین فردی را تکفیر کرد.
با همین منطق بود که اگر یادمان باشد اول انقلاب (حدود سال 60)، خمینی رسماً هشدار داد به نهضت آزادی و جبهه ملی و البته در رأس همه اینها مجاهدین.
یعنی کسانی‌که در برابر لایحه قصاص موضع گرفتند، و گفته بودند مجازات غیرانسانی است، (خمینی هشدار داد) : که اگر از حرفتان عقب ننشینید، تکفیرتان می‌کنم.
اموالتان مصادره می‌شود، و همسرتان به شما حرام می‌شود و...
در نتیجه، همه حرفشان را پس گرفتند بجز مجاهدین که روی موضع اصولیشان باقی ماندند.
خب خود به خود این‌جا روشن می‌شود که: خمینی در این موضوع، پیرو یک فقیه از اهل سنت از قرن هفتم است! و این نظریه را در حقیقت، از او پذیرفته، بدون این‌که (حتی مرجعش را) اعلام بکند! و به نفع اجتهاد خودش خرج کرده!
این سابقه تکفیر هست و فکر می‌کنم از لابلای نکاتش هم مشخص است که چرا ما این نظریه را رد می‌کنیم!
سوال: آنچه که اینک در رژیم ولایت‌فقیه، تحت عنوان ”ارتداد “، با مجازات مرگ مواجه می‌شود، آیا ربطی به تکفیر دارد؟ و اساسا، آخوندها از کجا و چگونه حکم مرگ را برای ارتداد از ا سلام استخراج کرده‌اند؟
استاد جلال گنجه‌ای: شاید نتیجه واژه ارتداد و تکفیر یکی باشد، اما مفهومشان یکی نیست.
”ارتداد “، یعنی مسلمانی که خودش از دین برگشته باشد. نه این‌که دیگران از عمل وی، کشف کنند که او مسلمان نیست.
اما ”تکفیر“ را یک قدرت یا حزب یا یک جریان سیاسی، به یکی دیگر می‌بندد.
ارتداد از قدیم فقه، یعنی از قرن دوم سوم هجری که فقه کنونی شروع کرد به شکل گرفتن، به‌عنوان یک جرم شناخته شد، که ”مرتد “ را در صورتی‌که اصلیتش مسلمان باشد، بایستی اعدام کرد. یعنی جرمش اعدام هست، ابتدا بایستی به وی پیشنهاد کرد توبه کند. اگر توبه نکرد مجازاتش اعدام است!
عرض به خدمت شما، من دیگه ناچار هستم اظهارنظر فقهی بکنم. این، به هیچ دلیل محکمی مستند نیست، به‌خصوص اگر سوابق قضیه را نگاه کنیم.
مهمترین نگاه باید به قرآن باشد که ما در قرآن می‌بینیم:
موضوع برگشتن از دین اسلام مطرح شده، ولی جرم تلقی نشده و برایش مجازات گذاشته نشده.
مثلاً این آیه معروف که بیشتر یک اظهار تأسف است:
”من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبه و یحبونه “ یعنی: ا گر کسی از دین شما (از دین خودش) برگردد، (هر کدام شما پس از این‌که اسلام آوردید، از دین اسلام برگردید، ) که معلوم است با انتخاب و اختیار خودشان بوده، (چون آنموقع قدرتی وجود نداشت که کسی از ترس بیاید اسلام بیاورد، ) مهم نیست! خداوند جایگزین شما را تولید خواهد کرد که بر خلاف شما، وفادار باشند و این راه را ادامه دهند.
این، در حقیقت یک پیش‌بینی تاریخی هست، یک وعده الهی هست و در حقیقت اگر بخواهیم ساده‌اش بکنیم: چیزیست که مهم نیست! نه این‌که جرم است! و باید کشت! یا اصلاً باید مجازات کرد!
هیچ مجازاتی در این دو سه جای قران که مطرح شده، نیست (با عبارات نزدیک به هم، که من نظر به حافظه ضعیفم این آیه‌ای رو که خواندم حفظم بود، بقیه حفظم نیست. اگر لازم بود یک موقعی به‌طور جامع بحث می‌کنیم و همه آیاتش را بررسی می‌کنیم)
اما یک سابقه دیگر که به آن استناد می‌کنند (باز هم این‌جا خلط مبحث صورت گرفته)، این است که بعد از وفات حضرت محمد ، عشایر متعددی در شبه جزیره عربستان (که بسیاری از اینها فکر می‌کردند تا تنور داغ هست، هر چه زودتر اسلام بیاورند تا بالاخره از مزایای این گرایش فاتح استفاده بکنند) به هر ترتیب مسلمان شده بودند، و معلوم هم هست و در آیات قران هم (داستانش را) داریم که خیلی مشخص است:
(قرآن می‌گوید) : نباید دست رد به سینه کسی زد که می‌خواهد اسلام بیاورد، باید اسلامشان را قبول کرد ”و لا تقولوا لمن القی الیکم سلاما... “ یعنی با کسیکه به شما سلم و آشتی اعلام می‌کند، دیگر کنکاش نکنید که تو مثلاً مسلمان هستی یا نیستی؟ مؤمن هستی؟ نیستی؟ چه‌کاره هستی؟ چه‌کاره نیستی؟
مهم این است که دشمنتان به نقطه‌ای رسیده که شما را تهدید نکند و به قتلتان کمر نبندد، ناامنتان نکند.
عرض به خدمت شما، مسلمانان بسیاری اینطوری پیدا شدند! و بسیاری از اینها هم با وفات حضرت محمد (که بسیار هم ناگهانی اتفاق افتاد) آمدند و گفتند که:
ما دیگر کاری به حاکمیت مدینه نداریم!
در حقیقت معنی این حرف این بود که دوره جنگهای ارتجاعی قبایلی باید شروع شود. مدینه دوباره در معرض جنگهایی شبیه جنگ خندق و تهاجمات دیگر قرار بگیرد. و دوباره یک جریان ارتجاعی، مجدداً خون و خونریزی راه بیندازد! یعنی در واقع، موضوع را تبدیل کردند به یک موضوع امنیتی - دفاعی! در مقابل این، میان سران مسلمانان اختلاف نظر به‌وجود آمد که: چه باید کرد؟
ابوبکر، خلیفه بود و بقیه را قانع کرد که در مقابل اینها نباید کوتاه آمد و باید سرکوبشان کرد.
در نتیجه: جنگ! و نه مجازات! جنگیدند تا این یاغیگری را جمع‌وجور بکنند. اسم این جنگها، شده ”جنگهای ردّه “ یا جنگهای ارتداد.
یعنی یکعده‌یی به‌صورت عشایری قبایلی، به سودای قدرت، قدرتی که از دست داده بودند (یا برای سهیم شدن به‌صورت نامشروع در قدرتی که به‌وجود آمده بود)، یک شورشی به‌وجود آورده بودند.
بعدها این سابقه را فقها (چه بسا به فرموده خلفای عجیب و غریبی که به نام اسلام ظهور کردند، در دوره بنی امیه و بنی عباس) تبدیل کردند به ”مجازات جرم از دین برگشتن! “ که به هیچ سند معتبری استوار نیست و به‌خصوص که یک تناقض بسیار سنگین هم در خود دارد، چون از یک طرف تمام این فقها (منظورم فقط ما نیستیم) تمام همان فقها، می‌گویند که: در اعتقاد به دین، آزادی شرط است. دین باید انتخابی باشد. خب اگر انتخابی است؟ چگونه شما حق دارید از فتواهایتان بر گردید؟ نظراتتان را تغییر بدهید؟
اما یک انتخاب کننده که ممکن است پی ببرد با اینکه پایه‌های انتخابش ضعیف بوده، احساساتی انتخاب کرده، یا شک بکند، شما چگونه می‌خواهید حق شک کردن را از کسی بگیرید که قبلاً حق انتخاب دادید؟!
آخر حد این تشخیص ماهیت متناقضی دارد! ولی به هر ترتیب من گمان می‌کنم که این، از جمله فتواهایی هست که خیلی ”تراز“ مصالح قدرت زمانه، (قدرت خلفا) تنظیم شده و همیشه هم فقها در معرض این خطر بودند که خودشانرا با ”قدرت “ هم‌تراز کنند. واویلا که الآن خودشان به قدرت رسیدند و رسماً فتوای دروغ می‌گویند! مانند فتوای تحریم سلاح اتمی که علی خامنه‌ای مطرح کرد.
چنین فتوایی هیچ‌وقت صادر نشده! چون ما هیچ جا نمی‌بینیم، نه تاریخ مشخصی، نه مهری، نه امضایی، طبق رسم فتواها.
و اگر هم خامنه‌ای هوس آن را (فتوی دادن) کرده باشد، یک تظاهر دروغین است. آن هم بعد از سالها که برای به‌دست آوردن بمب اتمی کار کرده بود!
کاری که دیگر ادعای من و چهارتا آدم سیاسی مخالف نیست! اکنون در سطح بین‌المللی اثبات شده که رژیم، لااقل تا سال 2009 هنوز دست از تلاش برای ساختن بمب اتمی برنداشته بوده ولی وی می‌گوید: من فتوا دادم!
جالب است که ایشان رهبر نظام به‌اصطلاح مقدس جمهوری اسلامی هم هست! یک شارلاتان گانگستر وقتی که فتوا دادن هم به دستش می‌افتد این‌گونه فتوا می‌دهد!
سوال: آقای گنجه‌ای لطفاً در صورت امکان و به‌عنوان مسؤل کمیسیون ادیان و آزادی مذاهب شورا بگویید که مقاومت ایران با این اندیشه ضداسلامی، چگونه در اسناد رسمی و در عمل مقابله کرده؟
استاد جلال گنجه‌ای: والله مقاومت ایران تا آنجایی که به ستون محوری آن یعنی مجاهدین برمی‌گردد، از اصل موجودیت، یعنی از اصلی که مجاهدین به‌عنوان یک جریان مسلمان، اعلام موجودیت کردند، یعنی قبل از ضربه سال 50، نافی این دستگاه بودند در کلیتش. یعنی دستگاهی که به خودش اجازه فتوا در مورد جان و مال و ناموس مردم حق تصرف می‌داده، چه به‌عنوان حاکم شرع یا ولی امر مسلمین یا به‌عنوان خلیفه یا ولی‌فقیه.
(مجاهدین) با موجودیت خودشان، یعنی با اصل اعلام موجودیتشان، بر خلاف این، دستگاه برخاستند.
چون وارد جهادی شدند که، هیچ آخوندی، هیچ مرجع تقلیدی، هیچ فقیهی، فتوا نداده بود. بعداً هم که اصلاً خیلی از آخوندها با مجاهدین اعلام مخالفت کردند، چون متناسب با این جهاد، رهبری جهاد، کسانی‌که باید مجاهدت بکنند، شیوه جهاد و تاکتیکهای آن، همه، بدون رجوع به رساله آخوندی تأمین می‌شد!
ولی جالب است که ما از جهاد شروع کردیم، ولی چیزی نگذشته مشخص شد که اصلاً اختلاف بر سر دو اسلام انقلابی و ارتجاعی است! که این اختلاف، تئوریهایش روز به روز بیشتر مشخص شد. مرزهایش روز به روز بیشتر مشخص شد.
در داستانهای 54، برادرمان (که خدا انشاالله حفظش کند و به‌خاطر خدماتی که کرده، پاداش نیک به او عطا کند) آقای مسعود رجوی را می‌گویم. (در جریان ضربه سال 54 خائنان به سازمان)، خطوطی را که مشخص کرد، مسایلی را که مطالعه کرد و روشن کرد همه در این زمینه بود.
در جریان انقلاب هم یادتان هست که ما حرف اصلیمان این بود که موضوع اصلی، دفاع از آزادیهای مردم در مقابل هجمه اسلام ارتجاعی است. یعنی دعوا بر سر آزادی است و رژیم کوشش می‌کرد و به صراحت می‌گفت که ما انقلاب نکردیم که خربزه ارزان شود، یعنی دنبال منافع مردم نیستیم و اول می‌خواهیم مثلاً آمریکا را سرجاش بنشانیم و به این ترتیب حاکمیتمان را تحکیم بکنیم. این از ستون اصلی این مقاومت.
بعدها که شورای ملی مقاومت تشکیل شد و دست به تعمیق این نظریات زد، در دو سه زمینه، این مقابله با ارتجاع، به‌طور خیلی برجسته آشکار هست.
اگر من به ترتیب تاریخ بگویم، شاید اولین اعلام خیلی برجسته در این زمینه، تصویب رابطه دین و دولت بود که اگر در یک کلام این طرح را بخواهیم بیان کنیم، عبارتست از:
جدایی ”نهاد دین“ از ”نهاد دولت“ و به‌رسمیت شناختن برابری همه اتباع ایران، با هر دین و عقیده و فلسفه‌ای
یا بدون هیچ دینی و عقیده و فلسفه‌ای، که در برابر جمهوری آینده، حقوق برابر دارند، برابرند، هیچ مزیتی یا سلب مزیتی، به‌خاطر داشتن یا نداشتن هیچ دینی به‌رسمیت شناخته نمی‌شود.
این حرف خیلی جامعی هست که در پاسخ به سؤال شما باید به آن توجه کرد و انگشت روی آن گذاشت.
البته طرحهای مصوب اینها همه مشروح وجود دارد ولی دو چیز دیگر هم هست که من به اختصار اشاره می‌کنم:
یکی موضع این مقاومت در به‌رسمیت شناختن برابری زنان و مردان است در همه شئون، در حد رهبری و نظریه پردازی در همه زمینه‌ها، که این مقامت را، بسیار دور می‌کند (دوری ماهوی! 180 درجه!) از اسلامی که از آن، تکفیر و تبعیض و سرکوب بیرون می‌آید.
اما شما سؤال کردید که در نظر و در عمل شما چه کار کردید؟
اما در بخش عمل، آنچه که در طول این سی و چند سال در مقاومت و افشای جنایات این رژیم انجام شده، به‌ویژه مقاومت بر ضد پیروان سایر ادیان و اعتقادات که در سراسر جهان شکل گرفته و تبدیل شده به سلسله‌ای از قطعنامه‌های بین‌المللی و افشای این رژیم به‌طوری‌که الان، آخوندها از آن می‌نالند که اینک و بعد از برجام، حقوق‌بشر و تروریسم سراغشان خواهد آمد. این زمینه‌ها همگی اساساً توسط مقاومت ایران در جهان تبلیغ شده، شکل گرفته و در سطح جهانی، جا افتاده که رژیم آخوندها یکی از شریرترین رژیمهای ضد حقوق‌بشر، ضد برابری دینی، ضد برابری جنسی و بالاخره ضد آزادیهاست. این بیلان بسیار شایان افتخاریست و کارزاریست که هنوز ادامه دارد.

خبرهاى ما را مى توانيد در كانال تلگرام نيز دنبال كنيد