یکشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۹۵

#ایزان بیانیه جمعی از خانواده‌های شهیدان مجاهد خلق در غرب کشور در بیست وهشتمین سالگرد شهادت ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام شده

بیانیه جمعی از خانواده‌های شهیدان مجاهد خلق در غرب کشور در بیست وهشتمین سالگرد شهادت ۳۰هزار گل سرخ قتل‌عام شده


افزودن توصیف


لعنت خدا بر روح پلید جماران، خمینی جنایتکار و همه‌ی جلادانش که در تابستان 67 با درندگی تمام، به جان پروانه‌های بی‌پروای آزادی افتادند و در منتهای پستی، جنایتی مهیب را رقم زدند و با درود بر 30هزار گل سرخ پرپر شده و سمبل شهیدان 67، مجاهد شهید منیره رجوی که بعد از تحمل سالها درد و رنج و شکنجه، اما با صلابت و سرفراز، هیهات گویان به پای جوخه‌های اعدام رفتند و به آستان سیدالشهدا سر ساییدند! 

اما لاجوردی مرد و خمینی آرزوی نابودی مجاهدین را با خود به گور برد و اینک مجاهدین خلق بالنده‌تر از همیشه به یمن رهبری پاکبازشان و برکت خون شهیدان و رزم بی‌امان اشرفی‌ها، رژیم جلاد و جنایتکار آخوندی را به پرتگاه بی‌بازگشت سرنگونی کشانده است.

ما جمعی از خانواده‌های غرب کشور با صدای بلند خواسته‌ی خود و ملت تحت ستم ایران را مبنی بر محاکمه همة آمران کشتار 67 و قتل‌عام های دیگر در دادگاههای بین‌المللی اعلام می‌کنیم و یقین داریم که با پشتیبانی تمام عیار از مقاومت و خواهر مریم به این خواسته دست خواهیم یافت.

زنده باد سازمان مجاهدین خلق ایران
مرگ بر اصل ولایت فقیه
جمعی از خانواده‌های شهیدان مجاهد خلق در غرب کشور- مرداد 1395.

#ایران بیانیه محکومیت قتل‌عام زندانیان سال ۶۷ توسط جمعی از بازاریان هوادار مجاهدین در استان کرمانشاه


بیانیه محکومیت قتل‌عام زندانیان سال ۶۷ توسط جمعی از بازاریان هوادار مجاهدین در استان کرمانشاه


به نام خدا
به یاد سی هزار شهید قتل‌عام 67، همانا که 'سرسخت و سرفراز بر تیرک های اعدام و چوبه‌های دار و تختهای شکنجه' ، بار امانت را به سرمنزل مقصود رساندند و ثابت کردند که 'مجاهد ' برای پس گرفتن انقلاب و دفاع از حق آزادی خلق تا پای جان خواهد ایستاد و حتی در زندان و زیر شکنجه هم فریاد هیهات سر خواهد داد! 

و اکنون 28سال بعد از آن قتل‌عام تاریخی که خمینی جنایتکار به قصد نابودی مجاهدین ترتیب داد، مجاهدین نه تنها کم نشده‌اند، بلکه به برکت همان خونهای پاک و با شعار هزار اشرف در همه جا تکثیر و شکوفا شده‌اند! در نقطه مقابل، رژیم جنایتکار آخوندی و قاتلان قسی‌القلب ملت ایران، با ضربات پی‌درپی که از مقاومت دریافت کرده در قعر بحرانهای عمیق فرو رفته و وقت برپایی دادگاه خلق فرا رسیده است؛ همان روزی که مردم ایران سالها انتظارش را کشیده‌اند: روز به محاکمه کشیدن آمران و تمامی دست‌اندرکاران اعدامها و قتل‌عام سال 67 در مجامع بین‌المللی! 

درود بر شیر همیشه بیدار و مهر تابان ایران زمین؛ مسعود و مریم رجوی

مرگ بر رژیم جهل و جنایت آخوندی
جمعی از بازاریان هوادار مجاهدین در استان کرمانشاه. پانزده مرداد1395.

چهارشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۹۵

#ایران آسوشیتدپرس: افشای یک سند محرمانه برجام، نظارت بر برنامه اتمی رژیم ایران «تا ابد به قوت خود باقی خواهد ماند»

آسوشیتدپرس: افشای یک سند محرمانه برجام، نظارت بر برنامه اتمی رژیم ایران «تا ابد به قوت خود باقی خواهد ماند»



در پی انتشار یک سند محرمانه برجام توسط آسوشیتدپرس، سخنگوی وزارت‌خارجه آمریکا تأکید کرد، نظارت بر برنامه اتمی رژیم ایران «تا ابد به قوت خود باقی خواهد ماند» و «برجام تضمین می‌کند، زمان گریز اتمی این رژیم پایین نمی‌آید» .

بر اساس گزارش آسوشیتدپرس در فاصله سال‌های یازدهم تا سیزدهم برجام، ماشینهای فعلی رژیم با نسل‌های بالاتر که سرعت آن می‌تواند پنج برابر باشد، جایگزین‌ می‌شوند بی‌آن که ظرفیت غنی‌سازی افزایش پیدا کند.

مارک تونر گفت: مطابق برجام، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بایستی سالانه، وسعت و ماهیت فعالیت‌های اتمی رژیم ایران را مورد راستی‌آزمایی قرار داده و تأیید کند که این رژیم به فعالیتهای غیرقانونی نپرداخته است.

یک مقام دیگر آمریکا نیز گفت: برای تضمین این‌که زمان گریز رژیم ایران افزایش نیابد، از سال دهم به بعد، رژیم ایران بایستی میزان 300 کیلوگرم اورانیوم مجاز غنی‌شده را به‌تدریج کاهش دهد.

انتشار این سند محرمانه به مخاصمات درونی رژیم بر سر برجام دامن زد. خبرگزاری سپاه پاسداران نوشت: آسوشیتدپرس در این مورد راست می‌گوید- که این سند محرمانه، یکی از ضمائم برجام است. (برای روشن شدن این‌که باز هم اسناد محرمانه وجود دارد یا نه) سازمان انرژی اتمی (باید) برنامه بلندمدت اعلامی خود به آژانس را -که آن هم محرمانه مانده- منتشر کند.

سه‌شنبه، تیر ۲۹، ۱۳۹۵

#ایران گرامي باد روز 30 تير سالروز قيام ملي در سال 1331 و سالگرد تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران در سال 1360

گرامي باد روز 30 تير سالروز قيام ملي در سال 1331 و سالگرد تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران در سال 1360







گرامي باد روز 30 تير سالروز قيام ملي در سال 1331 و سالگرد تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران در سال 1360
............................................
پيام راديوي دكتر محمد مصدق در اولين سالگرد قيام ملي30تير
روزي سي ام تير در تاريخ مبارزات ممتد ملت ايران فراموش نشدني است، زيرا در اين روز تمام افراد ملت از هر طبقه و مقام در مقابل تحريكات اجانب يكدل و يكزبان قيام به اقدام كردند و تا به مقصود نرسيدند از پاي ننشستند.
در اين روز تاريخي عده يي از گراميترين فرزندان ما به افتخار شهادت نائل شدند و خون پاك خود نهال آمال ملت را آبياري كردند تا به همت آيندگان روزي بارور و سايه گستر شود و ملت ايران ازنعمت امن، آسايش و استقلال واقعي و آزادي حقيقي برخوردار گردد.

سي‌ام تيرماه، سالروز قيام ملي 30 تير در پشتيباني از پيشواي نهضت ملي ايران دكتر محمد مصدق و بازگرداندن او به نخست وزيري در سال 1331 است. مصدق كبير در روز بيست و پنجم تيرماه سال 1331 در اعتراض به توطئه هاي دربار فاسد شاه و استعمار كه در فعاليت دولت ملي او كارشكني ميكردند و پيشبرد جنبش ملي شدن صنعت نفت را با مانع روبرو ساخته بودند، استعفاي خود از نخست وزيري را اعلام كرد. شاه كه در محبوبيت روزافزون دولت ملي دكتر مصدق نابودي بقاياي سلطنت خودكامة خود را ميديد, پس از استعفاي دكتر مصدق فرصت را غنيمت شمرد و قوام السلطنه كهنه كارترين مهره دربار و استعمار را به نخست وزيري منصوب كرد و با سرازير كردن تانكها و زرهپوشهاي ارتش سركوبگر خود به خيابانهاي تهران تلاش كرد زير برق سرنيزه و فضاي خفقان جنبش ملي مردم ايران را سركوب كند. اما در روز سيام تير، مردم دلير در شهرهاي مختلف ايران و بخصوص تهران بپاخاستند و با قيام قهرمانانة خود و با شعار «يا مرگ يا مصدق» نقشه هاي شوم شاه و استعمار را در هم ريختند.
سركوب خونين اين قيام خللي در عزم ملت ايران ايجاد نكرد و در بعد از ظهر روز سيام تير استبداد و استعمار در برابر قيام ملي سي ام تير وادار به عقبنشيني شدند و دكتر محمد مصدق به دست توانا و پرقدرت ملت ايران، مجدداً به نخست وزيري باز گردانده شد. خاطره اين قيام غرورآفرين كه نقطة عطفي در جنبش ضد استعماري مردم ايران بود و ياد شهيدان آن, تا جاودان در تاريخ جنبش آزادي خواهانه مردم, خواهد درخشيد.
همزمان با پيروزي بزرگ مردم ايران بر استعمار و دربار، عصر 30 تير 1331 در بازگرداندن دكتر مصدق به اريكة قدرت، خبر پيروزي ديگري نيز به ايران رسيد. اين پيروزي به دنبال تلاش دكتر مصدق در اجلاس ديوان لاهه بود كه پس از شكايت استعمارگران انگليسي براي ادامه سلطه بر صنعت نفت ايران، طي نطق مستدل خود از مظالم استعمار درايران پرده ‌برداشت و تاثيرعميقي بر هيأت داوري لاهه گذاشت. ديوان بين‌المللي لاهه برعدم صلاحيت خود در رسيدگي به شكايت انگليس از ايران رأي داده بود و با رسيدن اين خبر مردم ايران را شادي دو پيروزي بزرگ فراگرفت.
..............................................................................................................
سي ام تيرماه همچنين يادآور يكي ديگر از فرازهاي تاريخ بيش از يك قرن جنبش آزادي خواهانه در وطن ماست. در روز سي ام تيرماه سال 1360 در تهران، در حاليكه خميني رژيم ولايت فقيه را يكپايه كرده و بر سركوب آزاديها و اعمال ديكتاتوري سياه, كمر بسته بود و اعدام و خونريزي حد و مرزي نمي شناخت، مسعود رجوي با بهره گيري از تجربيات خونبار مبارزات آزادي خواهانه ميهنمان، تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران را به عنوان جايگزين ديكتاتوري مذهبي خميني اعلام كرد.
شوراي ملي مقاومت كه اكنون سي و ششمين سال حيات خود را آغاز ميكند، نقش و شايستگي خود را بعنوان يگانه جايگزين آلترناتيو دموكراتيك حكومت آخوندها بيش از هر زمان ديگر به اثبات رسانده است.

# ایران بیکاری؛ خطر امنیتی و وحشت رژیم ایران

بیکاری؛ خطر امنیتی و وحشت رژیم ایران



آخوند روحانی در صحبتهای روز 27تیر در کرمانشاه از حل بحران بیکاری خبر داد و بر طبل‌های تو خالی اشتغال کوبید، دروغ های آخوند روحانی آن‌قدر رسوا بود که مردم حاضر در آنجا، سخنرانیش را قطع کردند و در رابطه با بیکاری شعار دادند، طوری که آخوند روحانی به واکنش افتاد و به‌جای شنیدن حرف مردم گفت: «گوش نمی‌کنید و همان شعار قبلی‌تان را تکرار می‌کنید» . انگار نه انگار که هدف از سفر یک مقام مسئول به یک نقطه شنیدن حرفهای مردم است و نه زدن حرفهای خودش! اگر روحانی می‌خواست حرفهای خودش را بزند و به حرف مردم گوش ندهد، دیگر چرا بار سفر بسته، همانجا در تهران سخنرانی می‌کرد. البته از نظام ولایت‌فقیه انتظاری غیر از این هم نباید داشته باشیم. درست در همین روز (27تیر) محمدرضا ملکشاهی ِ راد، عضو مجلس ارتجاع از خرم‌آباد هم در مورد بحران بیکاری چنین حرفی زد: «روی سخنم با رئیس‌جمهور محترم است, جناب رئیس‌جمهور خرم‌آباد در تب بیکاری جوانان می‌سوزد, خیلی از خانواده‌ها زیر خط فقر زندگی می‌کنند فقرا پابرهنه‌ها و مستضعفین, صاحبان اصلی انقلاب زیر پا دارند له می‌شوند, بیکاری امنیت روانی جامعه رو بخطر انداخته همواره شاهد خودکشی جوانانی در خرم‌آباد هستیم که به‌خاطر فقر و بیکاری دست به خودکشی می‌زنند... » .

بیکاری جوانان در استانهای غربی کشور روز به روز بیشتر می‌شود، کارگزاران نظام هم از ورود سیل خروشان جوانان بیکار به صحنه جامعه وحشت دارند. نمونه دیگر این ابراز وحشت‌ها اظهارات علی طیب نیا، وزیر اقتصاد آخوندهاست. او گفته: «حدود ۵ میلیون نفر دانشجوی در حال تحصیل و از متولدین ۳ دهه گذشته کشور آماده ورود به بازار کار کشور هستند که بدون رشد اقتصادی مستمر, امکان ایجاد اشتغال برای این تعداد جمعیت وجود ندارد» .

این آمار را خبرگزاری مهر آخوندی 27تیر زیر عنوان «موج بزرگ بیکاری در راه است» درج کرده و در ادامه هم به هشدارهای وزیر کشور آخوندها اشاره کرده و نوشته: «عبدالرضا رحمانی فضلی؛ وزیر کشور هم اخیراً با هشدار نسبت به این‌که تا ۲۰ سال آینده ۱۶ میلیون بیکار داریم با اشاره به ضرورت تحقق اقتصاد مقاومتی و افزایش تولید و اشتغال تصریح کرد: با روند فعلی, ۳.۵ میلیون بیکار تا ۲۰ سال آینده ۱۶ میلیون نفر می‌شود» .

از این‌که ارقامی شبیه 16میلیون بیکار مربوط به همین روزهاست و نه 20سال آینده اگر بگذریم، نکته جالب این است که به‌جای وزیر کار، وزیر کشور آخوندها چنین آمارهایی می‌دهد و ابراز نگرانی می‌کند. علت هم روشن است، خود کارگزاران نظام هم بارها به آن اعتراف کردند که موضوع بیکاری برای آخوندها قبل از هر چیز یک موضوع امنیتی است و نه یک بحران اجتماعی ساده. چرا که سونامی لشکر میلیونی بیکاران و فارغ‌التحصیلان جویای کار قبل از هر چیز امنیت نظام ولایت را تهدید می‌کند و درست به همین دلیل است که از نابود شدن زیر «موج بزرگ» این سونامی به وحشت افتادند.

دوشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۹۵

#ایران فراخوان خانم رجوی به محکومیت اعدامهای فزاینده و اقدام مؤثر در قبال آن


فراخوان خانم رجوی به محکومیت اعدامهای فزاینده و اقدام مؤثر در قبال آن




خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، افزایش بی‌سابقه اعدامهای جمعی و خودسرانه در شهرهای مختلف ایران را مبین وحشت دیکتاتوری دینی از نارضایتی فزاینده اجتماعی و بالا گرفتن اعتراضات مردمی توصیف کرد. وی گفت: افزایش اعدامهای وحشیانه در حالی است که دو هفته پیش از این رژیم آخوندی با حمله موشکی به کمپ لیبرتی درصدد کشتار پناهندگان عضو مقاومت ایران برآمد. طی یک هفته گذشته دست‌کم 30 زندانی در شهرهای مختلف ایران به‌صورت جمعی و شماری از آنها در ملأعام حلق‌آویز شدند. 16تن از این زندانیان صرفاً در روز یکشنبه 27تیر (17ژوییه) اعدام شدند.

خانم رجوی افزود:‌ همه چیز بیانگر ضعف و شکنندگی بیش از پیش رژیم آخوندی و وحشت آن از سرنگونی محتوم است. همان وحشتی که در عکس‌العمل هیستریک این رژیم نسبت به گردهمایی بزرگ سالانه مقاومت ایران، طی 10روز گذشته، با احضار نمایندگان دولتهای خارجی و خط‌ و نشان کشیدنهای مسخره و جار و جنجالهای رسانه‌یی سران این رژیم و کارگزاران و تمامی دستگاه تبلیغاتی‌اش موج می‌زند.

روند فزاینده اعدامها یک‌سال پس از توافق اتمی بار دیگر بطلان فرضیه رفرم از درون رژیم را افشا می‌کند و نشان می‌دهد مماشات با این رژیم قرون‌وسطایی آن را در سیاستهای جنایتکارانه‌اش تشویق می‌کند.

خانم رجوی با تأکید بر این‌که معامله و مماشات با این رژیم در بحبوحه اعدامهای جمعی و جنگ‌افروزی و صدور تروریسم به کشورهای منطقه، همدستی عملی با این رژیم است، شورای امنیت ملل‌متحد و کشورهای عضو و اتحادیه اروپا را به محکومیت قاطع این اعدامهای جنایتکارانه و اتخاذ اقدامهای مؤثر علیه آن فراخواند و گفت: روابط اقتصادی و سیاسی با رژیم آخوندی حاکم باید به توقف اعدامها و بهبود وضعیت حقوق‌بشر در ایران مشروط شود.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
28تیر 1395 (18 ژوییه 2016)

#ایران عفو بین‌الملل: رژیم ایران با ممانعت از دسترسی زندانیان سیاسی به امکانات پزشکی زندگی آنها را در خطر قرار می‌دهد



عفو بین‌الملل: رژیم ایران با ممانعت از دسترسی زندانیان سیاسی به امکانات پزشکی زندگی آنها را در خطر قرار می‌دهد




عفو بین‌الملل روز دوشنبه 28 تیر با انتشار گزارشی، نسبت به جان زندانیان سیاسی به‌دلیل عدم مراقبتهای پزشکی توسط رژیم آخوندی هشدار داد و خواستار رسیدگی فوری به این زندانیان شد.

در این گزارش ۴۶ صفحه‌یی که با عنوان “رژیم ایران با ممانعت از دسترسی زندانیان سیاسی به امکانات پزشکی زندگی آنها را در خطر قرار می‌دهد ”منتشر شده، آمده است: «مأموران زندان بی‌رحمانه جان زندانیان عقیدتی و سیاسی را به بازی می‌گیرند و آن‌ها را در معرض خطر مرگ، معلولیت یا دیگر آسیب‌های غیر‌قابل برگشت قرار می‌دهند».

به گزارش عفو بین‌الملل قوه قضاییه رژیم و به‌طور مشخص، دادستانی رژیم و سازمان زندانها عمداً از دسترسی زندانیان بیمار به مراقبت‌های پزشکی کافی و مورد نیاز جلوگیری می‌کنند.

بنا‌ به این گزارش در بسیاری از موارد این اقدام در قالب ارعاب، مجازات یا تحقیر زندانیان سیاسی صورت می‌گیرد. در مواردی نیز از دسترسی زندانی بیمار به خدمات درمانی به‌عنوان ابزاری برای گرفتن اعتراف یا ابراز توبه و پشیمانی استفاده می‌شود.

به گزارش عفو بین‌الملل سلامت زندانیان در ایران به‌طور معمول توسط مأموران زندان به گروگان گرفته می‌شود و یا منکر بیماری می‌شوند.

فیلیپ لوتر مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین‌الملل در این‌باره گفت: «منکر شدن نیاز زندانی بیمار به مراقبت‌های پزشکی، اقدامی بی‌رحمانه و کاملاً غیر‌قابل دفاع است ». 

وی افزود: «دسترسی زندانیان به خدمات پزشکی و درمانی، از جمله حقوق به‌رسمیت شناخته شده برای زندانی، هم در قوانین داخلی ایران و هم در معاهده‌های بین‌المللی‌ست. محروم شدن یک زندانی از این حق، درد و رنج مضاعفی به او تحمیل می‌کند که هدف از آن معمولاً مجازات کردن زندانی، ارعاب یا گرفتن اعتراف اجباری‌ست که همه این موارد، مصداق شکنجه هستند».

گزارش عفو بین‌الملل ۱۸ مورد از محرومیت‌های سخت زندانیان از مراقبت‌های پزشکی را جمع‌آوری کرده که در آن‌ها به اشکال مختلف از ارائه خدمات پزشکی به زندانی بیمار جلوگیری شده و به این ترتیب زندانی در معرض خطر آسیب‌دیدگی دائمی قرار گرفته است.

به گزارش عفو بین‌الملل دادستانها اغلب اجازه نمی‌دهند زندانیان بیمار به بیمارستان منتقل شوند و این مسأله حتی در مورد زندانیانی که امکان دسترسی به نیازهای درمانی آن‌ها در زندان فراهم نیست هم می‌شود. دادستانی‌های رژیم حتی از دادن مرخصی درمانی به زندانیان بیمار به‌درخواست پزشکان بهداری زندان هم سر باز می‌زنند.

تحقیقات سازمان عفو بین‌الملل نشان می‌دهد که در بعضی موارد مقامهای زندان هم حقوق زندانی بیمار را برای دسترسی به درمان نقض کرده‌اند یا در مورد شکنجه و بدرفتاری با زندانیان مسئول بوده‌اند.

‌آن‌ها در چندین مورد، امکان دریافت دارو را برای زندانیان سیاسی فراهم نکرده‌اند یا روند درمان زندانی را با دستبد و پابند پیش برده‌اند که باعث ناراحتی، کبودی دست و پا و تحقیر زندانی شده است.

زندانیانی که امکان گفتگو با سازمان عفو بین‌الملل برای‌شان فراهم شده، گفته‌اند گاهی اوقات پزشکان زندان نیز با مأموران زندان در آزار زندانیان همراه شده‌اند. آن‌ها گفته‌اند برخی از پزشکان زندان به‌طور پیوسته مشکلات سلامت زندانیان را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند یا برای از بین بردن نشانه‌ها و درد بیماری زندانی، تنها مسکن و آرام‌بخش تجویز می‌کنند.

در این گزارش از زندانیان سیاسی زینب جلالیان، امید کوکبی، افشین سهراب‌زاده، عفیف نعیمی به‌عنوان زندانیانی که چنین تجربه‌هایی داشته‌اند نام برده شده است.

از علی‌رضا رسولی هم به‌عنوان زندانی در اعتصاب غذایی که به‌دلیل این اعتصاب مورد خشونت قرار گرفته و از خدمات پزشکی محروم مانده، نام برده شده است.
https://telegram.me/BahaeAzadi

یکشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۵

#ایران وقتی ترس از خیزش به درون رژیم می‌ریزد


وقتی ترس از خیزش به درون رژیم می‌ریزد

 


روند تعمیق شقه وشکاف درونی نظام آخوندی به گونه‌یی است که این روزها رسانه‌ها و سران باند خامنه‌ای در حمله به دولت آخوند حسن روحانی بعضاً مراعات را کنار گذاشته و شمشیر را از رو می‌بندند.

آخوند علم‌الهدی در نمازجمعه 25تیر95 مشهد به بهانه مسائل فرهنگی و دفاع از فرهنگ منحط نظام آخوندی، دولت روحانی و وزارت ارشاد را مورد حملات شدید قرارداد.

علم الهدی متولیان فرهنگی دولت روحانی را به ولنگاری و بی‌تفاوتی، نسبت رعایت شئونات فرهنگ آخوندی متهم کرد و نسبت به ”مواخذه الهی“ ! به آنها هشدار داد.

امام جمعه خامنه‌ای در جدال و تقابل وزارت ارشاد و نیروی سرکوبگر انتظامی در مورد مقابله با کنسرتهای موسیقی، جانب نیروی انتظامی را گرفت و ضمن تمجید از این نیروی سرکوبگر به‌عنوان ”محور اقتدار نظام“، دولت را مورد مواخذه قرارداد که چرا نیروی انتظامی را از دخالت برای جلوگیری از کنسرتهای مصوب وزارت ارشاد منع می‌کند. وی در این رابطه گفت: ”آخر این چه مصوبه‌یی است که این دولت گذرانده که بایستی نیروی انتظامی در مسأله کنسرتهایی که مجوز گرفته‌اند، در منع این کنسرتها دخالت نکند؟

این چه نظام الهی و اسلامی شد؟ که محور اقتدارش در مقابل مفاسد باید بی‌تفاوت باشد، این مجوزی که دولت و وزارت ارشاد به کنسرت می‌دهد، آقا این مجوز را به چی دادند؟“

علم الهدی چماق قوه قضاییه را بر سر دولت روحانی بلند کرد و در ادامه سخنانش گفت: ”برفرض که دولت بخواهد جلوی نیروی انتظامی را بگیرد، خوشبختانه ما در این نظام از یک قوه قضاییه قاطعی برخورداریم“

حملات علم‌الهدی به دولت و وزارت ارشاد آنجا اوج گرفت که گفت: ”بابا این دولت، دولت تدبیر و امید است، امید کی؟ امید بی‌دین‌ها؟ یعنی علما ناامید شوند؟ یعنی متدینین ناامید شوند؟ فقط امیدی که آوردید برای بی‌دین‌ها آوردید که با این مصوبات، آنان خوشحال و امیدوار شوند که اینجا یک پایگاه جفتک‌اندازی، فسق و فجور به هر شکلی می‌خواهند، باشد؟ می‌خواهید آنان را راضی کنید؟“ (سایت علم‌الهدی 25تیر1395)

صرف نظر از تضادهای درونی رژیم بر سر نحوه چگونگی سرکوب مردم از جمله سرکوب فرهنگی، آنچه که مسلم است و طی گذشت 38سال از عمر ننگین نظام آخوندی به اثبات رسیده است، این حقیقت است که هردوباند رژیم در غارت و سرکوب مردم هم دست و متحد هستند، و موارد مورد اختلاف آنها شیوه مقابله با مردم و سرکوب است.

با توجه به این اصل مسلم، سوالی که مطرح می‌شود این است چرا دولت روحانی در زمینه مسایل فرهنگی تا این حد مورد هجوم باند خامنه‌ای وسران آن از جمله علم الهدی، آخوند احمد خاتمی، احمد جنتی، آخوند لاریجانی و امام جمعه‌های ریز و درشت خامنه‌ای است؟

جواب را باید در مقاومت مردمی علیه سرکوب از جمله مقاومت علیه سرکوب و سانسور فرهنگی رژیم دانست. زیرا این یک واقعیت است که خشم مردمی و وضعیت انفجاری جامعه روز به روز شدید تر شده و اعتراض اقشار مختلف تا آنجا پیش رفته که مردم به جان آمده در جای جای ایران در برابر اقدامات عوامل گوناگون سرکوب رژیم ایستادگی کرده و در مواردی آنان را به سزای اعمالشان می‌رسانند.

بنابراین وحشت آخوند علم‌الهدی و تشدید تضادهای باندهای رژیم بر سر شیوه سرکوب، هراسی است که مقاومت مردمی و مقابله آنان با فرهنگ منحط رژیم آخوندی، در رأس رژیم سرریز می‌کند.

به‌دلیل مقاومت مردم علیه سرکوب است که آخوند علم‌الهدی هیستریک شده و با وقاحت بیمارگونه خاص یک آخوند و نماینده خامنه‌ای، لوش و لجنهای آخوندی را نثار مردم کرده و با فرافکنی عنوان فاجر، فاسق، بی‌دین و هر آنچه را که شایسته خود او و ولی‌فقیه ونظام است را به آنان نسبت داده است.

تشدید تضادهای درونی رژیم بر سر شیوه سرکوب مردم، و سخنان علم‌الهدی علیه مردم و مقاومت آنان در مقابله با سیاستهای سرکوبگرانه رژیم، بیانگر این واقعیت هم هست که کفگیر سرکوب رژیم به ته دیگ خورده است. !

جمعه، تیر ۲۵، ۱۳۹۵

#ایران برای گردهمایی مقاومت ایران24تیر95

برای گردهمایی مقاومت ایران24تیر95
این بار هم گفتم
خدا عمرشان بدهد
که قافله‌ی شادی جهانند.
با همه‌ی دار و ندارشان
                        آمدند
طبل کوبان
جهان را بیدار کردند
حرفشان را زدند
                و رفتند
زخمهایشان را در گنجه‌ها گذاشته بودند
و با خود،
تنها ترانه و نوید داشتند
صداهایشان را شنیدی؟
کولیان جهانند
روانه از نصف النهار به نصف النهار
از استوا تا قطب
بر سر کوچه‌ی جهان
که هر بار،
بساطشان را پهن می‌کنند
با همه چیز، ساخت دستهای خودشان
هر بار، تنها به تماشایشان می‌ایستم
و بی‌آن که اصرار کنند چیزی بخرم
جیبهای جانم پر می‌شود
از شور حس زندگی بر پوست خونالود زمین
از توان خندیدن به ریش جنایتکاران
                    ـ و بمبهای بشکه ای‌شان ـ
از نیروی نفرین کردن خائنان
        شوق بوسیدن کودکان محروم
                    و اراده‌ی به هیچ گرفتن اژدها
هر بار می‌گویم:
خدا عمرشان بدهد
هم الهام شاعرانند
هم نوت موسیقی
هم کفش و کوله‌ی جوانان
هم شادی و رضایت خدا
هر بار به خود می‌گویم:
خدا خیرشان بدهد
اگرنه جهان خونالود را
                چگونه تحمل می‌کردی
اگر نه قافیه‌های خونالودت را
چگونه می‌یافتی؟
        و پاک می‌کردی، از زیر آوار ترکشهای خونین!
حالا
به دنباله‌ی قافله می‌نگرم
خم می‌شوم
همه چیز وجودم نو شده است
همه چیز به‌سر جای خود باز گشته
پروانه‌های کودکیها
رنگین کمان افقها
        شوق پیوستنها
            نیروی شعر گفتن
رویین‌تنم کرده‌اند
در برابر زخمها و سیاهیها
و باران سیل‌آسای نفرت
از این‌روست اگر می‌بینی که می‌توانم لبخند بزنم
و راه بروم
        و نانی زیر دندان بگذارم.
        و قدم از قدم بردارم.

از م. شوق.


#ایران زلزله سیاسی و فعال شدن گسلهای باندی


زلزله سیاسی و فعال شدن گسلهای باندی



اگر بخواهیم مجموعه واکنشها نسبت به برگزاری گردهمایی بزرگ مقاومت ایران را در یک عبارت خلاصه کنیم، باید بنویسیم: یک زلزله سیاسی در دستگاه تعادل‌قوای میان مقاومت و نظام ولایت. معمولاً زلزله سیاسی به تحولات ناگهانی دگرگون کننده گفته می‌شود. واکنشهای دیوانه‌وار رژیم آخوندی در قبال گردهمایی بزرگ 19تیر در پاریس، یک زلزله سیاسی را تداعی می‌کند. البته ابعاد گسترده انعکاس این گردهمایی در رسانه‌های جهانی هم گویای همین واقعیت است. بیش از 800 انعکاس که تا لحظه نگارش این سخن شمارش شده با توصیفاتی از این دست: « مریم رجوی ... صدایی که رژیم ”ولایت فقیه“را به وحشت انداخته است» ؛ (ارم نیوز-19تیر95) «مریم رجوی ژاندارک ایران» (عرب‌تایمز آنلاین-19تیر95) «رژیم ایران آسیب‌پذیرتر از هر زمان دیگریست» ؛ (فاکس نیوز-19تیر95) 

اما چون واکنشهای رژیم علاوه بر تصویری که از بزرگی این تحول می‌دهد، حاوی اعترافهای از سوی حاکمیت آخوندی نیز هست، گویاتر است که روی این واکنشها متمرکز می‌شویم.

با یک تناقض بزرگ رژیم در مجموعه واکنشهایش شروع می‌کنیم. تناقض این است: سردمداران و رسانه‌های رژیم در حالی که از یک سو تلاش می‌کنند این گردهمایی بزرگ را به عناوین مختلف و با عبارات سخیف، کوچک‌نمایی کنند، درست همزمان و در همان موضع‌گیریها با اعتراف به عظمت و جایگاه درخشان بین‌المللی مقاومت، آه و ناله سر می‌دهند یا جیغ بنفش می‌کشند که مثلاً سخنرانی مریم رجوی را «شبکه‌های العربیه، الحدث و اسکای‌نیوز به شکل زنده، پخش کردند» (سایت العالم رژیم-19تیر95) و «نشست مجاهدین در پاریس علاوه بر میزبانی فرانسویها چند مهمان ویژه عربی-آمریکایی داشت که از ‏چهره‌های شاخص ایران ستیزی به‌شمار می‌روند» . 
نمونه دیگر سوز و گداز کیهان خامنه‌ای است با تیتر: «وعده نسیه فروش ایرباس و حمایت نقد فرانسه» (21تیر). از همه جالبتر جیغ بنفش آخوند احمد خاتمی، عضو هیأت‌رئیسه خبرگان ارتجاع است که تناقض بزرگ نظام را در یک جمله به نمایش گذاشت و در حالی که مجاهدین را «موجودات زنده در حال احتزار» می‌نامید در همان جمله ناله کنان گفت: «در پاریس نشستی را برگزار کردند و فرانسه اجازه می‌دهد... وزارت امور خارجه باید اعلام کند هر کشوری از منافقان حمایت کند و پایگاهی به آنان دهد کشور محارب با جمهوری اسلامی تلقی می‌شود» (بابل-24تیر95). کر هماهنگ و سراسری ناله توسط امام جمعه‌های خامنه‌ای در روز جمعه 25تیر نیز نمود بارز دیگری از همین تناقض بزرگ است.

این تناقض البته ریشه در بن‌بست عمیقی دارد که نظام آخوندی گرفتار آن است. همان بن‌بستی که در بحرانهایی مانند برجام آشکار می‌شود و خامنه‌ای را در عموم اظهاراتش به دوگانه‌گویی و زدن به نعل و به میخ، وادار می‌کند.

موضوع دیگر گستردگی ابعاد واکنشهای رژیم است که از قبل از شروع گردهمایی آغاز شد، در حین برگزاری شدت گرفت و پس از برگزاری با شتاب بیشتر همه جای نظام را فراگرفت. به‌طوریکه همه دنیا صدای ناله‌های برآمده از نظام را به گوش شنید که «بعید نیست به‌زودی پیوندی» میان قدرتهای منطقه و مجاهدین برقرار شود. به‌ویژه ‌این‌که مجاهدین «بزرگترین گروه مسلح مخالف نظام» هستند؛ ریشه این وحشت را می‌توان در هشدار 16خرداد خامنه‌ای دانست که گفته بود: «دشمن در تلاش است تا گسلهای... جناحی» را در نظام «فعال و تبدیل به زلزله کند» . هر چند آن‌روز خامنه‌ای بارها واژه «دشمن» را به‌کار برد، اما از به زبان آوردن نام دشمن اصلی نظام، ترسید، اما امروز سردمداران نظام ولایت، با ابراز وحشت مداوم از گردهمایی بزرگ مقاومت ایران، آن نام ممنوعه را پیاپی به زبان می‌آورند و به این ترتیب می‌توان گفت مطابق تعریف «گسل جناحی» و «زلزله» توسط خامنه‌ای، اگر گردهمایی ایران آزاد یک زلزله سیاسی در تعادل‌قوای مقاومت و نظام باشد، باید شاهد تحریک گسلهای جناحی هم باشیم.

این واقعیت در میان اظهارات مهره‌ها و آن چه در رسانه‌های حکومتی آمده، به‌روشنی دیده می‌شود:
یک نمونه‌اش هشداری است که سایت حکومتی خبرآنلاین، یک روز بعد از گردهمایی 19تیر به باند رقیب داد: «بهتر است آنها که عزمشان را جزم کرده‌اند تا... دولت روحانی را از حرکت بیندازند... مراقب باشند» که این اقدام «خودزنی» است؛ به‌ویژه‌این‌که حمایت قدرتهای منطقه‌یی از «یک جریان برانداز که سابقه اقدامات گسترده نظامی» هم بر ضد نظام دارد، در این گردهمایی دیده می‌شود. (20تیر95). 
نمونه دیگر روزنامه حکومتی آرمان است که با اشاره به حضور امیر ترکی فیصل در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران می‌گوید: «آیا همین یک دلیل کافی نیست تا تعقل کنیم» برجام دست‌کم سایه جنگ را از سر نظام دور کرده است؟ چرا که «امروز همین اقدام (یعنی حضور امیر ترکی فیصل در گردهمایی مقاومت ایران) می‌توانست زمینه‌ساز جنگ باشد!» . (24تیر95) همزمان می‌بینیم که رفسنجانی با نگرانی از تشدید جنگ باندی هشدار دهد که اگر کشتی سوراخ شود، همه با هم غرق می‌شویم. او همچنین با اشاره به همان گسلهای جناحی فعال شده در نظام ولایت اعتراف می‌کند که «فرزندان انقلاب، به جان هم افتاده‌اند» . (23تیر95) 

نتیجه این‌که گردهمایی بزرگ امسال مقاومت به یک زلزله سیاسی در مناسبات میان مقاومت و رژیم آخوندی تبدیل شده که پس‌لرزه‌هایش تا هنگام نگارش این سخن، به‌گونه‌یی فزاینده ادامه دارد.