چهارشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۹۵

#ایران آسوشیتدپرس: افشای یک سند محرمانه برجام، نظارت بر برنامه اتمی رژیم ایران «تا ابد به قوت خود باقی خواهد ماند»

آسوشیتدپرس: افشای یک سند محرمانه برجام، نظارت بر برنامه اتمی رژیم ایران «تا ابد به قوت خود باقی خواهد ماند»



در پی انتشار یک سند محرمانه برجام توسط آسوشیتدپرس، سخنگوی وزارت‌خارجه آمریکا تأکید کرد، نظارت بر برنامه اتمی رژیم ایران «تا ابد به قوت خود باقی خواهد ماند» و «برجام تضمین می‌کند، زمان گریز اتمی این رژیم پایین نمی‌آید» .

بر اساس گزارش آسوشیتدپرس در فاصله سال‌های یازدهم تا سیزدهم برجام، ماشینهای فعلی رژیم با نسل‌های بالاتر که سرعت آن می‌تواند پنج برابر باشد، جایگزین‌ می‌شوند بی‌آن که ظرفیت غنی‌سازی افزایش پیدا کند.

مارک تونر گفت: مطابق برجام، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بایستی سالانه، وسعت و ماهیت فعالیت‌های اتمی رژیم ایران را مورد راستی‌آزمایی قرار داده و تأیید کند که این رژیم به فعالیتهای غیرقانونی نپرداخته است.

یک مقام دیگر آمریکا نیز گفت: برای تضمین این‌که زمان گریز رژیم ایران افزایش نیابد، از سال دهم به بعد، رژیم ایران بایستی میزان 300 کیلوگرم اورانیوم مجاز غنی‌شده را به‌تدریج کاهش دهد.

انتشار این سند محرمانه به مخاصمات درونی رژیم بر سر برجام دامن زد. خبرگزاری سپاه پاسداران نوشت: آسوشیتدپرس در این مورد راست می‌گوید- که این سند محرمانه، یکی از ضمائم برجام است. (برای روشن شدن این‌که باز هم اسناد محرمانه وجود دارد یا نه) سازمان انرژی اتمی (باید) برنامه بلندمدت اعلامی خود به آژانس را -که آن هم محرمانه مانده- منتشر کند.

سه‌شنبه، تیر ۲۹، ۱۳۹۵

#ایران گرامي باد روز 30 تير سالروز قيام ملي در سال 1331 و سالگرد تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران در سال 1360

گرامي باد روز 30 تير سالروز قيام ملي در سال 1331 و سالگرد تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران در سال 1360







گرامي باد روز 30 تير سالروز قيام ملي در سال 1331 و سالگرد تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران در سال 1360
............................................
پيام راديوي دكتر محمد مصدق در اولين سالگرد قيام ملي30تير
روزي سي ام تير در تاريخ مبارزات ممتد ملت ايران فراموش نشدني است، زيرا در اين روز تمام افراد ملت از هر طبقه و مقام در مقابل تحريكات اجانب يكدل و يكزبان قيام به اقدام كردند و تا به مقصود نرسيدند از پاي ننشستند.
در اين روز تاريخي عده يي از گراميترين فرزندان ما به افتخار شهادت نائل شدند و خون پاك خود نهال آمال ملت را آبياري كردند تا به همت آيندگان روزي بارور و سايه گستر شود و ملت ايران ازنعمت امن، آسايش و استقلال واقعي و آزادي حقيقي برخوردار گردد.

سي‌ام تيرماه، سالروز قيام ملي 30 تير در پشتيباني از پيشواي نهضت ملي ايران دكتر محمد مصدق و بازگرداندن او به نخست وزيري در سال 1331 است. مصدق كبير در روز بيست و پنجم تيرماه سال 1331 در اعتراض به توطئه هاي دربار فاسد شاه و استعمار كه در فعاليت دولت ملي او كارشكني ميكردند و پيشبرد جنبش ملي شدن صنعت نفت را با مانع روبرو ساخته بودند، استعفاي خود از نخست وزيري را اعلام كرد. شاه كه در محبوبيت روزافزون دولت ملي دكتر مصدق نابودي بقاياي سلطنت خودكامة خود را ميديد, پس از استعفاي دكتر مصدق فرصت را غنيمت شمرد و قوام السلطنه كهنه كارترين مهره دربار و استعمار را به نخست وزيري منصوب كرد و با سرازير كردن تانكها و زرهپوشهاي ارتش سركوبگر خود به خيابانهاي تهران تلاش كرد زير برق سرنيزه و فضاي خفقان جنبش ملي مردم ايران را سركوب كند. اما در روز سيام تير، مردم دلير در شهرهاي مختلف ايران و بخصوص تهران بپاخاستند و با قيام قهرمانانة خود و با شعار «يا مرگ يا مصدق» نقشه هاي شوم شاه و استعمار را در هم ريختند.
سركوب خونين اين قيام خللي در عزم ملت ايران ايجاد نكرد و در بعد از ظهر روز سيام تير استبداد و استعمار در برابر قيام ملي سي ام تير وادار به عقبنشيني شدند و دكتر محمد مصدق به دست توانا و پرقدرت ملت ايران، مجدداً به نخست وزيري باز گردانده شد. خاطره اين قيام غرورآفرين كه نقطة عطفي در جنبش ضد استعماري مردم ايران بود و ياد شهيدان آن, تا جاودان در تاريخ جنبش آزادي خواهانه مردم, خواهد درخشيد.
همزمان با پيروزي بزرگ مردم ايران بر استعمار و دربار، عصر 30 تير 1331 در بازگرداندن دكتر مصدق به اريكة قدرت، خبر پيروزي ديگري نيز به ايران رسيد. اين پيروزي به دنبال تلاش دكتر مصدق در اجلاس ديوان لاهه بود كه پس از شكايت استعمارگران انگليسي براي ادامه سلطه بر صنعت نفت ايران، طي نطق مستدل خود از مظالم استعمار درايران پرده ‌برداشت و تاثيرعميقي بر هيأت داوري لاهه گذاشت. ديوان بين‌المللي لاهه برعدم صلاحيت خود در رسيدگي به شكايت انگليس از ايران رأي داده بود و با رسيدن اين خبر مردم ايران را شادي دو پيروزي بزرگ فراگرفت.
..............................................................................................................
سي ام تيرماه همچنين يادآور يكي ديگر از فرازهاي تاريخ بيش از يك قرن جنبش آزادي خواهانه در وطن ماست. در روز سي ام تيرماه سال 1360 در تهران، در حاليكه خميني رژيم ولايت فقيه را يكپايه كرده و بر سركوب آزاديها و اعمال ديكتاتوري سياه, كمر بسته بود و اعدام و خونريزي حد و مرزي نمي شناخت، مسعود رجوي با بهره گيري از تجربيات خونبار مبارزات آزادي خواهانه ميهنمان، تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران را به عنوان جايگزين ديكتاتوري مذهبي خميني اعلام كرد.
شوراي ملي مقاومت كه اكنون سي و ششمين سال حيات خود را آغاز ميكند، نقش و شايستگي خود را بعنوان يگانه جايگزين آلترناتيو دموكراتيك حكومت آخوندها بيش از هر زمان ديگر به اثبات رسانده است.

# ایران بیکاری؛ خطر امنیتی و وحشت رژیم ایران

بیکاری؛ خطر امنیتی و وحشت رژیم ایران



آخوند روحانی در صحبتهای روز 27تیر در کرمانشاه از حل بحران بیکاری خبر داد و بر طبل‌های تو خالی اشتغال کوبید، دروغ های آخوند روحانی آن‌قدر رسوا بود که مردم حاضر در آنجا، سخنرانیش را قطع کردند و در رابطه با بیکاری شعار دادند، طوری که آخوند روحانی به واکنش افتاد و به‌جای شنیدن حرف مردم گفت: «گوش نمی‌کنید و همان شعار قبلی‌تان را تکرار می‌کنید» . انگار نه انگار که هدف از سفر یک مقام مسئول به یک نقطه شنیدن حرفهای مردم است و نه زدن حرفهای خودش! اگر روحانی می‌خواست حرفهای خودش را بزند و به حرف مردم گوش ندهد، دیگر چرا بار سفر بسته، همانجا در تهران سخنرانی می‌کرد. البته از نظام ولایت‌فقیه انتظاری غیر از این هم نباید داشته باشیم. درست در همین روز (27تیر) محمدرضا ملکشاهی ِ راد، عضو مجلس ارتجاع از خرم‌آباد هم در مورد بحران بیکاری چنین حرفی زد: «روی سخنم با رئیس‌جمهور محترم است, جناب رئیس‌جمهور خرم‌آباد در تب بیکاری جوانان می‌سوزد, خیلی از خانواده‌ها زیر خط فقر زندگی می‌کنند فقرا پابرهنه‌ها و مستضعفین, صاحبان اصلی انقلاب زیر پا دارند له می‌شوند, بیکاری امنیت روانی جامعه رو بخطر انداخته همواره شاهد خودکشی جوانانی در خرم‌آباد هستیم که به‌خاطر فقر و بیکاری دست به خودکشی می‌زنند... » .

بیکاری جوانان در استانهای غربی کشور روز به روز بیشتر می‌شود، کارگزاران نظام هم از ورود سیل خروشان جوانان بیکار به صحنه جامعه وحشت دارند. نمونه دیگر این ابراز وحشت‌ها اظهارات علی طیب نیا، وزیر اقتصاد آخوندهاست. او گفته: «حدود ۵ میلیون نفر دانشجوی در حال تحصیل و از متولدین ۳ دهه گذشته کشور آماده ورود به بازار کار کشور هستند که بدون رشد اقتصادی مستمر, امکان ایجاد اشتغال برای این تعداد جمعیت وجود ندارد» .

این آمار را خبرگزاری مهر آخوندی 27تیر زیر عنوان «موج بزرگ بیکاری در راه است» درج کرده و در ادامه هم به هشدارهای وزیر کشور آخوندها اشاره کرده و نوشته: «عبدالرضا رحمانی فضلی؛ وزیر کشور هم اخیراً با هشدار نسبت به این‌که تا ۲۰ سال آینده ۱۶ میلیون بیکار داریم با اشاره به ضرورت تحقق اقتصاد مقاومتی و افزایش تولید و اشتغال تصریح کرد: با روند فعلی, ۳.۵ میلیون بیکار تا ۲۰ سال آینده ۱۶ میلیون نفر می‌شود» .

از این‌که ارقامی شبیه 16میلیون بیکار مربوط به همین روزهاست و نه 20سال آینده اگر بگذریم، نکته جالب این است که به‌جای وزیر کار، وزیر کشور آخوندها چنین آمارهایی می‌دهد و ابراز نگرانی می‌کند. علت هم روشن است، خود کارگزاران نظام هم بارها به آن اعتراف کردند که موضوع بیکاری برای آخوندها قبل از هر چیز یک موضوع امنیتی است و نه یک بحران اجتماعی ساده. چرا که سونامی لشکر میلیونی بیکاران و فارغ‌التحصیلان جویای کار قبل از هر چیز امنیت نظام ولایت را تهدید می‌کند و درست به همین دلیل است که از نابود شدن زیر «موج بزرگ» این سونامی به وحشت افتادند.

دوشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۹۵

#ایران فراخوان خانم رجوی به محکومیت اعدامهای فزاینده و اقدام مؤثر در قبال آن


فراخوان خانم رجوی به محکومیت اعدامهای فزاینده و اقدام مؤثر در قبال آن




خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، افزایش بی‌سابقه اعدامهای جمعی و خودسرانه در شهرهای مختلف ایران را مبین وحشت دیکتاتوری دینی از نارضایتی فزاینده اجتماعی و بالا گرفتن اعتراضات مردمی توصیف کرد. وی گفت: افزایش اعدامهای وحشیانه در حالی است که دو هفته پیش از این رژیم آخوندی با حمله موشکی به کمپ لیبرتی درصدد کشتار پناهندگان عضو مقاومت ایران برآمد. طی یک هفته گذشته دست‌کم 30 زندانی در شهرهای مختلف ایران به‌صورت جمعی و شماری از آنها در ملأعام حلق‌آویز شدند. 16تن از این زندانیان صرفاً در روز یکشنبه 27تیر (17ژوییه) اعدام شدند.

خانم رجوی افزود:‌ همه چیز بیانگر ضعف و شکنندگی بیش از پیش رژیم آخوندی و وحشت آن از سرنگونی محتوم است. همان وحشتی که در عکس‌العمل هیستریک این رژیم نسبت به گردهمایی بزرگ سالانه مقاومت ایران، طی 10روز گذشته، با احضار نمایندگان دولتهای خارجی و خط‌ و نشان کشیدنهای مسخره و جار و جنجالهای رسانه‌یی سران این رژیم و کارگزاران و تمامی دستگاه تبلیغاتی‌اش موج می‌زند.

روند فزاینده اعدامها یک‌سال پس از توافق اتمی بار دیگر بطلان فرضیه رفرم از درون رژیم را افشا می‌کند و نشان می‌دهد مماشات با این رژیم قرون‌وسطایی آن را در سیاستهای جنایتکارانه‌اش تشویق می‌کند.

خانم رجوی با تأکید بر این‌که معامله و مماشات با این رژیم در بحبوحه اعدامهای جمعی و جنگ‌افروزی و صدور تروریسم به کشورهای منطقه، همدستی عملی با این رژیم است، شورای امنیت ملل‌متحد و کشورهای عضو و اتحادیه اروپا را به محکومیت قاطع این اعدامهای جنایتکارانه و اتخاذ اقدامهای مؤثر علیه آن فراخواند و گفت: روابط اقتصادی و سیاسی با رژیم آخوندی حاکم باید به توقف اعدامها و بهبود وضعیت حقوق‌بشر در ایران مشروط شود.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
28تیر 1395 (18 ژوییه 2016)

#ایران عفو بین‌الملل: رژیم ایران با ممانعت از دسترسی زندانیان سیاسی به امکانات پزشکی زندگی آنها را در خطر قرار می‌دهد



عفو بین‌الملل: رژیم ایران با ممانعت از دسترسی زندانیان سیاسی به امکانات پزشکی زندگی آنها را در خطر قرار می‌دهد




عفو بین‌الملل روز دوشنبه 28 تیر با انتشار گزارشی، نسبت به جان زندانیان سیاسی به‌دلیل عدم مراقبتهای پزشکی توسط رژیم آخوندی هشدار داد و خواستار رسیدگی فوری به این زندانیان شد.

در این گزارش ۴۶ صفحه‌یی که با عنوان “رژیم ایران با ممانعت از دسترسی زندانیان سیاسی به امکانات پزشکی زندگی آنها را در خطر قرار می‌دهد ”منتشر شده، آمده است: «مأموران زندان بی‌رحمانه جان زندانیان عقیدتی و سیاسی را به بازی می‌گیرند و آن‌ها را در معرض خطر مرگ، معلولیت یا دیگر آسیب‌های غیر‌قابل برگشت قرار می‌دهند».

به گزارش عفو بین‌الملل قوه قضاییه رژیم و به‌طور مشخص، دادستانی رژیم و سازمان زندانها عمداً از دسترسی زندانیان بیمار به مراقبت‌های پزشکی کافی و مورد نیاز جلوگیری می‌کنند.

بنا‌ به این گزارش در بسیاری از موارد این اقدام در قالب ارعاب، مجازات یا تحقیر زندانیان سیاسی صورت می‌گیرد. در مواردی نیز از دسترسی زندانی بیمار به خدمات درمانی به‌عنوان ابزاری برای گرفتن اعتراف یا ابراز توبه و پشیمانی استفاده می‌شود.

به گزارش عفو بین‌الملل سلامت زندانیان در ایران به‌طور معمول توسط مأموران زندان به گروگان گرفته می‌شود و یا منکر بیماری می‌شوند.

فیلیپ لوتر مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین‌الملل در این‌باره گفت: «منکر شدن نیاز زندانی بیمار به مراقبت‌های پزشکی، اقدامی بی‌رحمانه و کاملاً غیر‌قابل دفاع است ». 

وی افزود: «دسترسی زندانیان به خدمات پزشکی و درمانی، از جمله حقوق به‌رسمیت شناخته شده برای زندانی، هم در قوانین داخلی ایران و هم در معاهده‌های بین‌المللی‌ست. محروم شدن یک زندانی از این حق، درد و رنج مضاعفی به او تحمیل می‌کند که هدف از آن معمولاً مجازات کردن زندانی، ارعاب یا گرفتن اعتراف اجباری‌ست که همه این موارد، مصداق شکنجه هستند».

گزارش عفو بین‌الملل ۱۸ مورد از محرومیت‌های سخت زندانیان از مراقبت‌های پزشکی را جمع‌آوری کرده که در آن‌ها به اشکال مختلف از ارائه خدمات پزشکی به زندانی بیمار جلوگیری شده و به این ترتیب زندانی در معرض خطر آسیب‌دیدگی دائمی قرار گرفته است.

به گزارش عفو بین‌الملل دادستانها اغلب اجازه نمی‌دهند زندانیان بیمار به بیمارستان منتقل شوند و این مسأله حتی در مورد زندانیانی که امکان دسترسی به نیازهای درمانی آن‌ها در زندان فراهم نیست هم می‌شود. دادستانی‌های رژیم حتی از دادن مرخصی درمانی به زندانیان بیمار به‌درخواست پزشکان بهداری زندان هم سر باز می‌زنند.

تحقیقات سازمان عفو بین‌الملل نشان می‌دهد که در بعضی موارد مقامهای زندان هم حقوق زندانی بیمار را برای دسترسی به درمان نقض کرده‌اند یا در مورد شکنجه و بدرفتاری با زندانیان مسئول بوده‌اند.

‌آن‌ها در چندین مورد، امکان دریافت دارو را برای زندانیان سیاسی فراهم نکرده‌اند یا روند درمان زندانی را با دستبد و پابند پیش برده‌اند که باعث ناراحتی، کبودی دست و پا و تحقیر زندانی شده است.

زندانیانی که امکان گفتگو با سازمان عفو بین‌الملل برای‌شان فراهم شده، گفته‌اند گاهی اوقات پزشکان زندان نیز با مأموران زندان در آزار زندانیان همراه شده‌اند. آن‌ها گفته‌اند برخی از پزشکان زندان به‌طور پیوسته مشکلات سلامت زندانیان را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند یا برای از بین بردن نشانه‌ها و درد بیماری زندانی، تنها مسکن و آرام‌بخش تجویز می‌کنند.

در این گزارش از زندانیان سیاسی زینب جلالیان، امید کوکبی، افشین سهراب‌زاده، عفیف نعیمی به‌عنوان زندانیانی که چنین تجربه‌هایی داشته‌اند نام برده شده است.

از علی‌رضا رسولی هم به‌عنوان زندانی در اعتصاب غذایی که به‌دلیل این اعتصاب مورد خشونت قرار گرفته و از خدمات پزشکی محروم مانده، نام برده شده است.
https://telegram.me/BahaeAzadi

یکشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۵

#ایران وقتی ترس از خیزش به درون رژیم می‌ریزد


وقتی ترس از خیزش به درون رژیم می‌ریزد

 


روند تعمیق شقه وشکاف درونی نظام آخوندی به گونه‌یی است که این روزها رسانه‌ها و سران باند خامنه‌ای در حمله به دولت آخوند حسن روحانی بعضاً مراعات را کنار گذاشته و شمشیر را از رو می‌بندند.

آخوند علم‌الهدی در نمازجمعه 25تیر95 مشهد به بهانه مسائل فرهنگی و دفاع از فرهنگ منحط نظام آخوندی، دولت روحانی و وزارت ارشاد را مورد حملات شدید قرارداد.

علم الهدی متولیان فرهنگی دولت روحانی را به ولنگاری و بی‌تفاوتی، نسبت رعایت شئونات فرهنگ آخوندی متهم کرد و نسبت به ”مواخذه الهی“ ! به آنها هشدار داد.

امام جمعه خامنه‌ای در جدال و تقابل وزارت ارشاد و نیروی سرکوبگر انتظامی در مورد مقابله با کنسرتهای موسیقی، جانب نیروی انتظامی را گرفت و ضمن تمجید از این نیروی سرکوبگر به‌عنوان ”محور اقتدار نظام“، دولت را مورد مواخذه قرارداد که چرا نیروی انتظامی را از دخالت برای جلوگیری از کنسرتهای مصوب وزارت ارشاد منع می‌کند. وی در این رابطه گفت: ”آخر این چه مصوبه‌یی است که این دولت گذرانده که بایستی نیروی انتظامی در مسأله کنسرتهایی که مجوز گرفته‌اند، در منع این کنسرتها دخالت نکند؟

این چه نظام الهی و اسلامی شد؟ که محور اقتدارش در مقابل مفاسد باید بی‌تفاوت باشد، این مجوزی که دولت و وزارت ارشاد به کنسرت می‌دهد، آقا این مجوز را به چی دادند؟“

علم الهدی چماق قوه قضاییه را بر سر دولت روحانی بلند کرد و در ادامه سخنانش گفت: ”برفرض که دولت بخواهد جلوی نیروی انتظامی را بگیرد، خوشبختانه ما در این نظام از یک قوه قضاییه قاطعی برخورداریم“

حملات علم‌الهدی به دولت و وزارت ارشاد آنجا اوج گرفت که گفت: ”بابا این دولت، دولت تدبیر و امید است، امید کی؟ امید بی‌دین‌ها؟ یعنی علما ناامید شوند؟ یعنی متدینین ناامید شوند؟ فقط امیدی که آوردید برای بی‌دین‌ها آوردید که با این مصوبات، آنان خوشحال و امیدوار شوند که اینجا یک پایگاه جفتک‌اندازی، فسق و فجور به هر شکلی می‌خواهند، باشد؟ می‌خواهید آنان را راضی کنید؟“ (سایت علم‌الهدی 25تیر1395)

صرف نظر از تضادهای درونی رژیم بر سر نحوه چگونگی سرکوب مردم از جمله سرکوب فرهنگی، آنچه که مسلم است و طی گذشت 38سال از عمر ننگین نظام آخوندی به اثبات رسیده است، این حقیقت است که هردوباند رژیم در غارت و سرکوب مردم هم دست و متحد هستند، و موارد مورد اختلاف آنها شیوه مقابله با مردم و سرکوب است.

با توجه به این اصل مسلم، سوالی که مطرح می‌شود این است چرا دولت روحانی در زمینه مسایل فرهنگی تا این حد مورد هجوم باند خامنه‌ای وسران آن از جمله علم الهدی، آخوند احمد خاتمی، احمد جنتی، آخوند لاریجانی و امام جمعه‌های ریز و درشت خامنه‌ای است؟

جواب را باید در مقاومت مردمی علیه سرکوب از جمله مقاومت علیه سرکوب و سانسور فرهنگی رژیم دانست. زیرا این یک واقعیت است که خشم مردمی و وضعیت انفجاری جامعه روز به روز شدید تر شده و اعتراض اقشار مختلف تا آنجا پیش رفته که مردم به جان آمده در جای جای ایران در برابر اقدامات عوامل گوناگون سرکوب رژیم ایستادگی کرده و در مواردی آنان را به سزای اعمالشان می‌رسانند.

بنابراین وحشت آخوند علم‌الهدی و تشدید تضادهای باندهای رژیم بر سر شیوه سرکوب، هراسی است که مقاومت مردمی و مقابله آنان با فرهنگ منحط رژیم آخوندی، در رأس رژیم سرریز می‌کند.

به‌دلیل مقاومت مردم علیه سرکوب است که آخوند علم‌الهدی هیستریک شده و با وقاحت بیمارگونه خاص یک آخوند و نماینده خامنه‌ای، لوش و لجنهای آخوندی را نثار مردم کرده و با فرافکنی عنوان فاجر، فاسق، بی‌دین و هر آنچه را که شایسته خود او و ولی‌فقیه ونظام است را به آنان نسبت داده است.

تشدید تضادهای درونی رژیم بر سر شیوه سرکوب مردم، و سخنان علم‌الهدی علیه مردم و مقاومت آنان در مقابله با سیاستهای سرکوبگرانه رژیم، بیانگر این واقعیت هم هست که کفگیر سرکوب رژیم به ته دیگ خورده است. !

جمعه، تیر ۲۵، ۱۳۹۵

#ایران برای گردهمایی مقاومت ایران24تیر95

برای گردهمایی مقاومت ایران24تیر95
این بار هم گفتم
خدا عمرشان بدهد
که قافله‌ی شادی جهانند.
با همه‌ی دار و ندارشان
                        آمدند
طبل کوبان
جهان را بیدار کردند
حرفشان را زدند
                و رفتند
زخمهایشان را در گنجه‌ها گذاشته بودند
و با خود،
تنها ترانه و نوید داشتند
صداهایشان را شنیدی؟
کولیان جهانند
روانه از نصف النهار به نصف النهار
از استوا تا قطب
بر سر کوچه‌ی جهان
که هر بار،
بساطشان را پهن می‌کنند
با همه چیز، ساخت دستهای خودشان
هر بار، تنها به تماشایشان می‌ایستم
و بی‌آن که اصرار کنند چیزی بخرم
جیبهای جانم پر می‌شود
از شور حس زندگی بر پوست خونالود زمین
از توان خندیدن به ریش جنایتکاران
                    ـ و بمبهای بشکه ای‌شان ـ
از نیروی نفرین کردن خائنان
        شوق بوسیدن کودکان محروم
                    و اراده‌ی به هیچ گرفتن اژدها
هر بار می‌گویم:
خدا عمرشان بدهد
هم الهام شاعرانند
هم نوت موسیقی
هم کفش و کوله‌ی جوانان
هم شادی و رضایت خدا
هر بار به خود می‌گویم:
خدا خیرشان بدهد
اگرنه جهان خونالود را
                چگونه تحمل می‌کردی
اگر نه قافیه‌های خونالودت را
چگونه می‌یافتی؟
        و پاک می‌کردی، از زیر آوار ترکشهای خونین!
حالا
به دنباله‌ی قافله می‌نگرم
خم می‌شوم
همه چیز وجودم نو شده است
همه چیز به‌سر جای خود باز گشته
پروانه‌های کودکیها
رنگین کمان افقها
        شوق پیوستنها
            نیروی شعر گفتن
رویین‌تنم کرده‌اند
در برابر زخمها و سیاهیها
و باران سیل‌آسای نفرت
از این‌روست اگر می‌بینی که می‌توانم لبخند بزنم
و راه بروم
        و نانی زیر دندان بگذارم.
        و قدم از قدم بردارم.

از م. شوق.


#ایران زلزله سیاسی و فعال شدن گسلهای باندی


زلزله سیاسی و فعال شدن گسلهای باندی



اگر بخواهیم مجموعه واکنشها نسبت به برگزاری گردهمایی بزرگ مقاومت ایران را در یک عبارت خلاصه کنیم، باید بنویسیم: یک زلزله سیاسی در دستگاه تعادل‌قوای میان مقاومت و نظام ولایت. معمولاً زلزله سیاسی به تحولات ناگهانی دگرگون کننده گفته می‌شود. واکنشهای دیوانه‌وار رژیم آخوندی در قبال گردهمایی بزرگ 19تیر در پاریس، یک زلزله سیاسی را تداعی می‌کند. البته ابعاد گسترده انعکاس این گردهمایی در رسانه‌های جهانی هم گویای همین واقعیت است. بیش از 800 انعکاس که تا لحظه نگارش این سخن شمارش شده با توصیفاتی از این دست: « مریم رجوی ... صدایی که رژیم ”ولایت فقیه“را به وحشت انداخته است» ؛ (ارم نیوز-19تیر95) «مریم رجوی ژاندارک ایران» (عرب‌تایمز آنلاین-19تیر95) «رژیم ایران آسیب‌پذیرتر از هر زمان دیگریست» ؛ (فاکس نیوز-19تیر95) 

اما چون واکنشهای رژیم علاوه بر تصویری که از بزرگی این تحول می‌دهد، حاوی اعترافهای از سوی حاکمیت آخوندی نیز هست، گویاتر است که روی این واکنشها متمرکز می‌شویم.

با یک تناقض بزرگ رژیم در مجموعه واکنشهایش شروع می‌کنیم. تناقض این است: سردمداران و رسانه‌های رژیم در حالی که از یک سو تلاش می‌کنند این گردهمایی بزرگ را به عناوین مختلف و با عبارات سخیف، کوچک‌نمایی کنند، درست همزمان و در همان موضع‌گیریها با اعتراف به عظمت و جایگاه درخشان بین‌المللی مقاومت، آه و ناله سر می‌دهند یا جیغ بنفش می‌کشند که مثلاً سخنرانی مریم رجوی را «شبکه‌های العربیه، الحدث و اسکای‌نیوز به شکل زنده، پخش کردند» (سایت العالم رژیم-19تیر95) و «نشست مجاهدین در پاریس علاوه بر میزبانی فرانسویها چند مهمان ویژه عربی-آمریکایی داشت که از ‏چهره‌های شاخص ایران ستیزی به‌شمار می‌روند» . 
نمونه دیگر سوز و گداز کیهان خامنه‌ای است با تیتر: «وعده نسیه فروش ایرباس و حمایت نقد فرانسه» (21تیر). از همه جالبتر جیغ بنفش آخوند احمد خاتمی، عضو هیأت‌رئیسه خبرگان ارتجاع است که تناقض بزرگ نظام را در یک جمله به نمایش گذاشت و در حالی که مجاهدین را «موجودات زنده در حال احتزار» می‌نامید در همان جمله ناله کنان گفت: «در پاریس نشستی را برگزار کردند و فرانسه اجازه می‌دهد... وزارت امور خارجه باید اعلام کند هر کشوری از منافقان حمایت کند و پایگاهی به آنان دهد کشور محارب با جمهوری اسلامی تلقی می‌شود» (بابل-24تیر95). کر هماهنگ و سراسری ناله توسط امام جمعه‌های خامنه‌ای در روز جمعه 25تیر نیز نمود بارز دیگری از همین تناقض بزرگ است.

این تناقض البته ریشه در بن‌بست عمیقی دارد که نظام آخوندی گرفتار آن است. همان بن‌بستی که در بحرانهایی مانند برجام آشکار می‌شود و خامنه‌ای را در عموم اظهاراتش به دوگانه‌گویی و زدن به نعل و به میخ، وادار می‌کند.

موضوع دیگر گستردگی ابعاد واکنشهای رژیم است که از قبل از شروع گردهمایی آغاز شد، در حین برگزاری شدت گرفت و پس از برگزاری با شتاب بیشتر همه جای نظام را فراگرفت. به‌طوریکه همه دنیا صدای ناله‌های برآمده از نظام را به گوش شنید که «بعید نیست به‌زودی پیوندی» میان قدرتهای منطقه و مجاهدین برقرار شود. به‌ویژه ‌این‌که مجاهدین «بزرگترین گروه مسلح مخالف نظام» هستند؛ ریشه این وحشت را می‌توان در هشدار 16خرداد خامنه‌ای دانست که گفته بود: «دشمن در تلاش است تا گسلهای... جناحی» را در نظام «فعال و تبدیل به زلزله کند» . هر چند آن‌روز خامنه‌ای بارها واژه «دشمن» را به‌کار برد، اما از به زبان آوردن نام دشمن اصلی نظام، ترسید، اما امروز سردمداران نظام ولایت، با ابراز وحشت مداوم از گردهمایی بزرگ مقاومت ایران، آن نام ممنوعه را پیاپی به زبان می‌آورند و به این ترتیب می‌توان گفت مطابق تعریف «گسل جناحی» و «زلزله» توسط خامنه‌ای، اگر گردهمایی ایران آزاد یک زلزله سیاسی در تعادل‌قوای مقاومت و نظام باشد، باید شاهد تحریک گسلهای جناحی هم باشیم.

این واقعیت در میان اظهارات مهره‌ها و آن چه در رسانه‌های حکومتی آمده، به‌روشنی دیده می‌شود:
یک نمونه‌اش هشداری است که سایت حکومتی خبرآنلاین، یک روز بعد از گردهمایی 19تیر به باند رقیب داد: «بهتر است آنها که عزمشان را جزم کرده‌اند تا... دولت روحانی را از حرکت بیندازند... مراقب باشند» که این اقدام «خودزنی» است؛ به‌ویژه‌این‌که حمایت قدرتهای منطقه‌یی از «یک جریان برانداز که سابقه اقدامات گسترده نظامی» هم بر ضد نظام دارد، در این گردهمایی دیده می‌شود. (20تیر95). 
نمونه دیگر روزنامه حکومتی آرمان است که با اشاره به حضور امیر ترکی فیصل در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران می‌گوید: «آیا همین یک دلیل کافی نیست تا تعقل کنیم» برجام دست‌کم سایه جنگ را از سر نظام دور کرده است؟ چرا که «امروز همین اقدام (یعنی حضور امیر ترکی فیصل در گردهمایی مقاومت ایران) می‌توانست زمینه‌ساز جنگ باشد!» . (24تیر95) همزمان می‌بینیم که رفسنجانی با نگرانی از تشدید جنگ باندی هشدار دهد که اگر کشتی سوراخ شود، همه با هم غرق می‌شویم. او همچنین با اشاره به همان گسلهای جناحی فعال شده در نظام ولایت اعتراف می‌کند که «فرزندان انقلاب، به جان هم افتاده‌اند» . (23تیر95) 

نتیجه این‌که گردهمایی بزرگ امسال مقاومت به یک زلزله سیاسی در مناسبات میان مقاومت و رژیم آخوندی تبدیل شده که پس‌لرزه‌هایش تا هنگام نگارش این سخن، به‌گونه‌یی فزاینده ادامه دارد.

#ایران خواننده مقاومت ايران : ببین این مردم ديوارتان زندانتان تمام چوبه های دارتان ديگر نمي ترسند

خواننده مقاومت ايران :

ببین این مردم ديوارتان زندانتان تمام  چوبه های دارتان ديگر نمي ترسند


پنجشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۹۵

پاسخ موشکها چه بود؟

پاسخ موشکها چه بود؟



از د. نجمی
دوستی از شبهای موشک‌باران کمپ لیبرتی در عراق صحبت می‌کرد.
به‌خصوص در مورد شب موشک‌باران هفتم آبان95، که رژیم آخوندی هشتاد موشک تقویت شده به آنجا شلیک کرد.
می‌گفت مثل این بود که هیولایی بالای آسمان نعره و تنوره می‌کشید و بعد از هر نعره‌ی اژدهاوار، موشک به سالن یا بنگالی می‌خورد و آتش و قطعات مذاب به هوا پرتاب می‌شد.
این صحنه را ضربدر هشتاد کن تا تصویر آن شب را حس کنی.

اخیراً هم دوباره یک صحنه از موشک‌باران لیبرتی با 50 موشک در تیرماه تکرار شد.
من در اندیشه در لابلای حس انفجارها به خود می‌گفتم.
ببین این مقاومت و این مجاهدین چه نیرویی هستند که برای روبه‌رو شدن با جمعی از اعضای محاصره شدة بدون سلاح و بی‌دفاعشان، باید با چنین موشکهایی با این تعداد روبه‌رو شوی. یعنی از این صحنه، به این نتیجه می‌رسیدم که عجب هیبتی دارد این مجاهدین.

و فکر می‌کردم که رژیم غیر از مجاهدین، با کدام نیروی مخالف خود این‌طور صحبت می‌کند؟

هرچه در این باره فکر می‌کردم به نتایج جالبتری می‌رسیدم.
این‌که مگر خود رژیم بارها نگفته و هر روز هم نمی‌گوید که اینها از بین رفته‌اند.
پس این کارها چیست؟ مگر نمی‌گوید که مجاهدین در ایران پایگاه ندارند؟ پس ترسش از چیست؟

در ادامه‌ی همین فکرها از خود پرسیدم پاسخ این موشکها را مجاهدین چطور می‌دهند؟ و پاسخی نمی‌یافتم تا این صحنه‌ی گردهمایی ایران آزاد را دیدم.
درست مثل این بود که نه هشتاد موشک، بلکه هشتصد موشک بر سر رژیم فرود بیاوری.
و عجب موشکهایی!. اگر می‌خواهید ببینید رژیم چقدر به خودش لرزیده و به وحشت افتاده، به آنچه که این روزها علیه گردهمایی مقاومت می‌نویسد نگاه کنید! آسمان را به ریسمان می‌بافد. به زمین و زمان فحش می‌دهد. و... .

بله! این داستان جالب میهن ماست. که سالهاست ادامه دارد.

من خود از سالهای روی کار آمدن این رژیم شاهد وضعیت رژیم و جایگاه مجاهدین بودم.
و حالا که مقایسه می‌کنم وضع رژیم را واقعاً به عبرت آموزترین درسهای تاریخ می‌رسم.

رژیمی که با وعده‌های حکومت مستضعفان روی کار آمد، این روزها فیشهای حقوقیشان را نگاه کنید.
به جای فیش حقوقی بهتر است بگویید سندهای غارت مردم ایران! بدون آن که خجالت بکشند ارقام میلیونی پاسداران و آخوندها و مدیران را می‌گویند و می‌نویسند، و در همان حال دست چند آدم محروم شده توسط همین رژیم را می‌برند؟
آیا ننگین‌تر از چنین حکومتی در تاریخ بوده است؟
برای حفظ نظام ولایت‌فقیه هفتاد هزار نیروی جنایتکار به سوریه می‌فرستند تا مردم و کودکان سوریه را بکشند. و بر سرشان بشکه‌ی انفجاری بیندازند.

میلیاردها دلار از پول ملت ایران را خرج بمب اتمی کرده‌اند و آخر هم که با افشاگری همین مقاومت به دام افتادند، باز هم برای حفظ حکومت منفورشان، از مردم به‌زور مالیات می‌گیرند و موشک درست کنند.
رژیمی که روز به روزش با پرتاب موشک بر سر مجاهدین و با تهدید این و آن کشور و با اعمال تروریستی در کشورهای همسایه می‌گذراند. و چوبه‌های دارش هر روز چند هموطن را بدار می‌کشد.

حالا به آنطرف نگاه کنید.
آیا حقانیت مجاهدین و مقاومت را نمی‌بینید که از دام همه توطئه‌ها و ضربات رد شده و شکوهمندترین صحنه‌های همبستگی و اتحاد را در جهان به نمایش می‌گذارد و امیدبخش ترین پیامها و طرحها را برای ایران آزاد به همة مردم ایران و به جهان ارائه می‌دهد.

و آیا این امیدها و نویدها قویترند یا آن موشکها؟ آیا این نغمه‌های دوستی و نویدبخش برای آزادی کارآترند یا آن نعره‌های اژدهاوار در شبهای لیبرتی.

لیبرتی به‌طور اتفاقی اسم قرارگاه مجاهدین بعد از اشرف شد، اما جالب است که اسمش واقعاً پیام لیبرتی یعنی آزادی می‌دهد.

سه‌شنبه، تیر ۲۲، ۱۳۹۵

یک‌سال پس از توافق اتمی، هر دو جناح در برابر یک جامعه عمیقاً ناراضی شکست خورده‌اند

مریم رجوی در اجتماع بزرگ پاریس:
یک‌سال پس از توافق اتمی، هر دو جناح در برابر یک جامعه عمیقاً ناراضی شکست خورده‌اند




در گردهمایی بزرگ ایران آزاد، که با شرکت ایرانیان و حامیان مقاومت ایران از سراسر جهان برگزار شد، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت مریم رجوی طی سخنانی خطاب به شرکت کنندگان گفت:

دوستان گرامی!
به همه شما سلام می‌کنم. در مقابل اعتمادی که به من ابراز می‌کنید، کلامی که شایسته باشد، پیدا نمی‌کنم، جز این‌که خاضعانه سر فرود بیاورم، و بگویم که احساسات شما یادآور تعهد بزرگی است که بر شانه‌های من گذاشته‌اید. این، نگرانی شب و روز من است که در برابر شما، در برابر مردم ایران و در پیشگاه تاریخ و خدای بزرگ در ایفای این مسئولیت روسفید باشم.

من آمده‌ام سخن آن‌هایی را بگویم که شنیده نشده‌اند، اما نیروی تعیین‌کننده ایران‌اند. سخن آن‌هایی که سرکوب شده‌اند، اما عزم‌شان برای آزادی، ایران را دگرگون خواهد کرد. در این کار پشتگرمی من به ‌عزم و ایمان شماست، می‌خواهم بدانید که به تک‌تک شما تکیه دارم و به‌ همه شما نیازمندم.
هردو جناح رژیم در برابر یک جامعه عمیقاً ناراضی شکست خورده‌انداز توافق اتمی میان قدرتهای بزرگ با رژیم ولایت فقیه یک سال می‌گذرد.
بگذارید این یک سال را جمع بزنیم:‌ جناح خامنه‌ای که می‌خواست راهی برای فرار از بحران پیدا کند، شکست خورد، جناح رفسنجانی و روحانی که این توافق را نردبانی برای بالا رفتن خود دیده بودند، از آن پایین افتادند، و دولتها و کمپانی‌های غرب که خواب یک شهر طلایی را در ایران می‌دیدند، به‌جای آن، ویرانه‌های ولایت فقیه را دیدند.

بله، هر دو جناح در برابر یک جامعه عمیقاً ناراضی شکست خوردند. اما طرف پیروز، مقاومت مردم ایران‌ است که هم افشاکنند‌ه برنامه بمب‌سازی اتمی است و هم حقانیت راه‌حلش یعنی ضرورت سرنگونی رژیم ولایت فقیه اثبات شده است.
سال۱۳۹۰ در اواخر دوره پاسدار احمدی‌نژاد، خامنه‌ای رژیم خود را در خطر می‌دید. برای نجات رژیمش، او به‌قول خودش از طریق «محترمین منطقه» به ‌آمریکا رو آورد و برای دست برداشتن از برنامه اتمی آمادگی نشان داد.
در شهریور سال ۱۳۹۲، در آستانه شروع بخش علنی مذاکرات، خامنه‌ای هم به ‌قتل‌عام در اشرف دست زد هم به‌انواع زد و بندها و کشتارها برای حفظ بشار اسد.
چون می‌خواست عقب‌نشینی از بمب‌سازی را با قدرت‌نمایی پنهان کند. با این همه سرانجام، به‌ عقب‌نشینی تن داد و حداقل برای یک دوره، از بمب اتمی دست برداشت. ولی بحران گریبانگیر رژیم مهار نشد، بلکه هر چه بیشتر فوران کرد و ولایت فقیه در باتلاق جنگ سوریه فرو رفت.
ولی مجاهدین، از اشرف و لیبرتی تا اوین و گوهردشت ، همه جا محکم و استوار ایستادند و تکثیر شدند.

همزمان، جناح رفسنجانی ـ روحانی سعی کرد با شعار اعتدال، خود را منجی رژیم معرفی کند. گمان می‌کردند با برقراری توافق اتمی یک‌باره، همه‌ درها به‌روی آخوندها باز می‌شود. و راهی برای مهار جنبش اعتراضی پیدا می‌کنند.
در این یکسال، تحریم‌ها به‌میزان زیادی لغو شد و صادرات نفت بالا رفت؛ اما پول آن به تنور جنگ سوریه سرازیر شد. دهها هیأت سیاسی و تجاری اروپا به تهران رفتند. اما در آنجا جز یک نظام بی‌پول، بی‌ثبات و سراپا فاسد نیافتند. قرار بود اقتصاد کشور بهبود پیدا کند، اما بیش از پیش در رکود فرو رفت، نظام بانکی ورشکسته شد و کارخانه‌ها مثل برگ خزان ریختند.

می‌خواستند روابط خود را با جهان بهتر کنند، اما به‌جای آن دخالت در کشورها را بیشتر کردند و در نتیجه، دست‌کم شش کشور همسایه و منطقه، روابط خود را با رژیم قطع کردند و آخر کار یک انتخابات قلابی به‌راه انداختند و درباره پیروزی اصلاح‌طلبان موهوم جنجال بسیار به‌پا کردند. اما از آن، ادامه سیطره ولایت فقیه بر هردو مجلس به‌دست آمد که محصول مهندسی خامنه‌ای بود و سرفرود آوردن رفسنجانی. بله این است واقعیت نمایش‌های میانه‌روی و اصلاحات.

نه فریب اعتدال توانست راهی برای رژیم باز کند، نه هیاهوی برجام
امروز، کارگران ایران می‌گویند دولت روحانی امنیتی‌ترین سیاست را علیه کارگران داشته است. هنرمندان می‌گویند: میزان محدودیتها و فشارهای این سه‌سال از هنگام انقلاب تا‌ به‌حال بی‌سابقه است. هموطنان کرد، عرب و بلوچ و پیروان ادیان مختلف، به‌ویژه خواهران و برادران اهل تسنن می‌گویند بیش از پیش، هدف سرکوب و تبعیض قرار گرفته‌اند؛ از دستگیریها و اعدامها در اهواز، تا خمپاره‌باران روستاهای کردستان.
همزمان، تولید و آزمایش موشکهای بالستیک از سرگرفته شده و تعداد اعدام‌های سالانه دو الی سه برابر دوره رئیس‌جمهور قبلی است. یعنی نه فریب اعتدال توانست راهی برای رژیم باز کند، نه هیاهوی برجام. و حتی با داشتن بالاترین فرصت‌های بین‌المللی باز هم درمانده و ناتوان است. زیرا به‌دلیل نارضایتی انفجاری جامعه، از اساس دچار بی‌ثباتی است. زیرا یک آلترناتیو آماده و هوشیار در برابر خود می‌بیند. و می‌داند که همین آلترناتیو، اوضاع بحرانی را به ‌سرنگونی نظام می‌رساند.

لحظه کوتاه آمدن ولایت فقیه، لحظه هراسش از آلترناتیواین حقیقت را در کجا می‌توان دید؟ عینی‌تر از هرجا در رفتار خود رژیم:‌ سال گذشته در هفتم آبان، درست هشت روز پس از آن که خامنه‌ای عقب‌نشینی از برنامه اتمی را در نامه به ‌رئیس‌جمهور خودش تأیید کرد، بزرگ‌ترین حمله موشکی به ‌لیبرتی را انجام داد. نتیجه نظامی این جنایت، شهادت ۲۴ مجاهد قهرمان بود؛ اما مثل همیشه اثبات شد که لحظه کوتاه آمدن ولایت فقیه، همان لحظه ترس از مجاهدین و آلترناتیو است.
و حالا، در همین روزها، ابتدا خامنه‌ای، شکست پروژه کارشکنی خود برای انتقال مجاهدین و استرداد آنها را پذیرفت و پرسید:‌ «چرا اینها را به جمهوری اسلامی تسلیم نکردند که حکم الهی را درباره اینها جاری کند؟» سپس از دو هفته پیش، توسط عوامل عراقی خود از ورود سوخت و دارو و مواد غذایی به لیبرتی جلوگیری می‌کند که هنوز هم ادامه دارد و درست پنج روز قبل از گردهم‌آیی شما، باز هم لیبرتی را موشک‌باران کرد این واکنشی بود به استقبال ایرانیان از این گردهم‌آیی، و هم‌چنین واکنشی به‌ حمایت‌های شجاعانه و ستودنی زندانیان سراسر کشور از این گردهم‌آیی. بله، باز هم لحظه هراس ولایت فقیه.
اما پاسخ ما به سردمدار ارتجاع این است:‌ حکم الهی، بی‌تردید، جاری خواهد شد و این، همان سرنگونی ولایت فقیه است؛ پس منتظر باش!

دراین رژیم، نه عمامه سیاه، نه عمامه سفید، سرنگون باد ولایت فقیهاز آنچه در این یک‌سال گذشت، به سه‌ حقیقت اساسی می‌رسیم:
اول این‌که هردو جناح دریافتن راهی برای ادامه بقای رژیم شکست خورده‌اند. وانگهی، قرار نیست که مردم ایران از افعی به مار غاشیه پناه ببرند. خیر؛ حرف مردم ایران این است که در این رژیم، نه عمامه سیاه، نه عمامه سفید، سرنگون باد رژیم ولایت فقیه.
حقیقت دوم این است که به‌دلیل تمایل جوشان عمومی و به‌دلیل آمادگی مبارزاتی جامعه، سرنگونی رژیم ولایت فقیه ممکن و در دسترس است.
و حقیقت سوم، درخشش راه‌حل واقعی است. به‌این معنی که از درون دیکتاتوری دینی راه‌حلی در‌نمی‌آید در نتیجه، آنچه اثبات می‌شود، راه‌حل شورای ملی مقاومت یعنی سرنگونی رژیم استبداد مذهبی است.
این راه‌حلی است مبتنی بر وجود یک آلترناتیو دمکراتیک، و راه‌حلی است مبتنی بر جوشش و آمادگی جامعه.

رنجی که زندانیان سیاسی با اعتصاب غذاهای طولانی برخود هموار می‌کنند، شعله‌یی از این مقاومت است. کارگران ما شلاق می‌خورند، معلمان ما به‌ حبس‌های سنگین محکوم می‌شوند، اما از اعتراض‌ ، دست نمی‌کشند و مقاومت می‌کنند. دختران و پسران ما هر روز دستگیر و تحقیر می‌شوند، اما به ‌اجبارات آخوندها تن نمی‌دهند.
مادران ما به زندان می‌روند، انواع فشارها را تحمل می‌کنند اما از دادخواهی دست برنمی‌دارند. و مجاهدان آزادی در لیبرتی، موشک‌باران می‌شوند و در سختی و محاصره زجرکش می‌شوند، اما ذره‌یی کوتاه نمی‌آیند و الگوی مبارزه با رژیم ولایت فقیه شده‌اند.
بله، این ‌است قدرت لایزال مقاومت؛ این است جان ناآرام خلق ما که آزادی را در کام اژدها هم که باشد، به‌دست خواهد آورد.

هزار اشرف، هزار کانون نبرد علیه استبداد مذهبیپس امروز، پرسش این نیست که آیا حکومت ولایت فقیه در شرایط سرنگونی هست یا خیر؟ پرسش این است که از چه راه‌هایی می‌توان زودتر به این هدف رسید. پاسخ ما، برپایی هزار اشرف است. یعنی هزار کانون نبرد علیه استبداد مذهبی.
برای دستیابی به‌یک جمهوری آزاد و برابر، نه وقوع معجزه‌یی متصور است و نه شانس و تصادفی به‌سود ما در کار خواهد بود. تمام دارایی ما، ملت ایران است و فرزندان پیشتازش و این البته بزرگترین قدرت جهان است. پس همه چیز را باید از دستها و اراده‌های خودمان انتظار داشته باشیم. برای همین است که باید هزار اشرف بسازیم.
هزار اشرف، یعنی توانهای سرکوب‌ شده را احیا کردن، بی‌شماران پراکنده را گردآوردن، و ذهن‌ها و قلب‌ها را از این امید واقعی بارور کردن که به‌زیر کشیدن دیو ممکن است. و می‌توان و باید.
هزار اشرف این است که با نیروی اراده مردم‌مان و مقاومت سازمانیافته آنها سرنگونی را خلق کنیم. پس، با وام گرفتن از سروده برتولت برشت باید بگوییم:
ای آن که در تبعیدی مقاومت کن ـ ای آن که در زندانی مقاومت کن ـ ای زنی که در خانه‌ نشسته‌ای، مقاومت کن ـ ای آن که بی‌خانمانی، ای آن که از سرما می‌لرزی و ای آن که گرسنگی می‌کشی، مقاومت کن، تو باید رهبری را به‌دست بگیری.

بله، هزار اشرف هم نقشه‌مسیر آزادی است، هم نیروی خیزش عمومی و هم آن پتک گرانی که بر سر ولایت فقیه فرود می‌آید.

امید خجسته یک ملتامید ما این است که تاریخی داریم که پشتوانه دستیابی به آزادی را به‌وجود آورده است، امید ما این است که ملتی داریم که ظرفیت یک تغییر بزرگ را در خود ذخیره کرده است. و امید ما این است که جنبش سازمان‌یافته‌یی داریم که از رنج و مقاومت خود، پلی به‌سوی آینده ساخته است. و کسی هست که این امید‌ها را به‌پیروزی می‌رساند، پیشتازی برخاسته از رنج و درد مردم که پرچم نبرد با دو دیکتاتوری را در اهتزاز نگه‌داشته است.
شب‌چراغ تاریکی‌های این مبارزه، حلقه‌ وصل همه‌ این امیدها، نقطه امید ملت ایران؛ مسعود.
زمانی آرش، مرزهای ایران‌زمین را مشخص کرد. حالا او، همان دستی در کمان تاریخ است که این‌بار آن را به‌سوی آزادی خم می‌کند. بله، امید خجسته یک ملت.

راه‌حل ایراناجازه بدهید همچنین چند جمله‌ای درباره سیاستهای بین‌المللی بر سر مسأله ایران صحبت کنم: می‌دانید که در سطح بین‌المللی کم نبودند کسانی که گمان می‌کردند توافق اتمی برای منطقه آرامش می‌آورد. اما برای مردم سوریه، بشکه‌های دینامیت و ۷۰ هزار پاسدار به‌ارمغان آورد. برای عراقی‌ها، پاکسازی قومی سنی‌ها به‌دست نیروی تروریستی قدس و برای کل منطقه، گسترش افراط‌گرایی تحت نام اسلام.
مقاومت ایران خود را در کنار ملت سوریه و رزمندگان دلیر آن می‌داند و افتخار می‌کند که صدای همبستگی دو ملت است.
در مقابل ما، آخوندها با گروه داعش هماهنگ و همسازند؛ هردو آیین ارتجاعی مشابهی دارند که ضد پیام اصیل اسلام است، هردو در بربریت و توحش روش‌های مشابهی دارند و هر دو حیات‌شان در گرو یکدیگر است. به‌این دلیل تا به ‌اشغالگری این رژیم در سوریه و عراق و یمن پایان داده نشود، راه مقابله با داعش بازنخواهد شد.
اما متأسفانه به بهانه مقابله با داعش، همکاری عملی با نیروی تروریستی قدس توجیه می‌شود. و من هشدار می‌دهم که هر گونه سکوت، چه رسد به همکاری با ملاها، باز کردن راه آنها برای نسل‌کشی و نقض حاکمیت ملی در کشورهای منطقه است.
اجازه بدهید یادآوری کنم که از زمان مصدق بزرگ، سیاست آمریکا در ایران و به‌تبع آن در خاورمیانه از اشتباهی درنیامده به اشتباه دیگر می‌افتد. یک روز تقویت میانه‌روهای موهوم، یک روز در لیست گذاشتن مجاهدین و بستن راه‌ تغییر در ایران و یک روز ایستادن در مقابل قیامهای سال ۱۳۸۸، یعنی برای استبداد مذهبی راه باز می‌کند، برای جوامع ما مصیبت می‌آفریند و برای خودش بحران می‌سازد.
حالا، برای تصحیح این سیاست، چه راهی وجود دارد؟ ما به‌ شما راهی را نشان می‌دهیم که یگانه راه است، ضروری‌ترین راه است، و در دسترس‌ترین راه است: و آن به‌رسمیت شناختن حق مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه و کسب آزادی و دموکراسی است.
این راه‌حل، فقط به‌سود مردم ایران نیست؛ بلکه گشایشی برای منطقه و جهان هم هست. بسیاری از منتخبان مردم جهان و شخصیت‌های بلندپایه آمریکا و اروپا، استرالیا، کانادا، آسیا و خاورمیانه که از آزادی و دموکراسی در ایران و از امنیت و حفاظت مجاهدان در لیبرتی حمایت می‌کنند، گواهان پرافتخار همین حقیقتند. به همه آن‌ها و به‌همه شما که در اینجا حضور دارید، درود می‌فرستم.

کلام آخر، مقاومت برای آزادی
اما کلام آخر، کلام آخر، همان کلمه اولی است که برای آن به‌پا خاستیم؛ یعنی مقاومت برای آزادی. این تعهد را البته ما آغاز نکرده‌ایم؛ ادامه تکاملی انقلاب مشروطه و نهضت دکتر مصدق و قیام سی تیر است که در آستانه سالروزش قرار داریم، و پاسخ به آرزوهای به‌یغما رفته‌ انقلاب بهمن است و امتداد سرخ‌فام سی خرداد.
بله، این تعهد را ما آغاز نکرده‌ایم؛ پیشتازانش، پیامبران و مصلحان بزرگند.
در تورات خدا به موسی گفت:‌ من تو را صدا کردم؛ برای آزادی اسیران و برای آزادی کسانی که در ظلمت زندگی می‌کنند. در انجیل آمده است که عیسی گفت: «برای کسی که باور دارد، همه چیز امکان پذیر است» . و قرآن گفته است:‌ پس مقاومت کن، مقاومتی زیبا؛ همانا آن‌ها، آن‌را دور می‌بینند و ما نزدیکش می‌بینیم.
این تعهدی است که در سراسر تاریخ، هیچ سدی، هر قدر قطور و سخت در برابرش دوام نیاورده است.
در برابر مقاومت مردم ایران نیز، استبداد دینی دوام نخواهد آورد.
آری، عصر تازه‌یی در ایران طلوع می‌کند و جامعه‌یی بر اساس دموکراسی، جدایی دین و دولت و برابری زن و مرد شکوفا خواهد شد.
برای این مقصد پرشکوه، ما مقاومت را انتخاب کرده‌ایم؛
ما مقاومت را انتخاب کرده‌ایم‌ ؛ در هر کجا و به‌هر شکلی که آرمان آزادی می‌طلبد. ما مقاومت را انتخاب کرده‌ایم؛ تا هر زمان که ظلم و استبداد باقی است. و به این انتخاب افتخار می‌کنیم.
ما از پا نخواهیم نشست تا روزی که آزادی، دموکراسی و برابری هم‌چون رودی خروشان از آذربایجان تا بلوچستان و از خراسان تا خوزستان جاری شود.
ما از پا نخواهیم نشست تا روزی که همه ایرانیان با همه عقاید‌شان و با همه تفاوت‌هایشان دست در دست هم، پرچم پیروزی را به ‌اهتزاز درآورند:‌ پرچم ایران آزاد و دمکراتیک.
سلام بر آزادی
درود بر همه شما.


https://youtu.be/VQ78MIC5vhQ

گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس- امسال 19 تیر

گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس- امسال 19 تیر





گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس- امسال 19 تیر

گردهمایی بزرگ سالانه مقاومت؛ امسال در روز ۱۹ تیر برگزار خواهد شد و مثل سالهای قبل همه اشرف نشانها تمام تلاش خودشان را می کنند تا در این صحنه هم یک ضربه اساسی دیگر به رژیم آخوندی بزنند.
با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم گردهمایی امسال حتي در مقايسه با سال گذشته كيفا اهميت بيشتري دارد چه به لحاظ وضعیت و موقعیت رژیم چه به لحاظ موقعیت کنونی مقاومت!
در حال حاضر رژیم در زمینه های داخلی و بین المللی غرق در بحران است و این بحرانها قدم به قدم به سرنگونی نزدیکتر می کند.
برجام که قرار بود تضادهای داخلی رژیم را تا حدودی حل کند تبدیل به بلای جان خامنه ای شده است. برجام بدليل موقعیت ضعیف خامنه اي در درون نظام؛ سهمگين ترين جنگها را در بالا و در درون رژیم بوجود آورده است. برای پی بردن به این امر كافي است كه به سخنان خامنه اي به مناسبت سال نو و حرفهاي روحاني و رفسنجاني توجه كنيد.
رفسنجاني و روحاني برای حفظ نظام ولایت فقیه بدنبال برجام ۲و ۳ در زمینه حقوق بشر و موشکی هستند در حالی که خامنه ای حفظ نظام و اقتدار خود را در سرکوب و اعدام بیشتر و قدرت نمایی موشکی می داند.
کشتی خامنه ای در مداخلات نظامی اش در سوریه (برای حفظ بشار اسد به هر قیمت) و یمن به گل نشسته است. اكنون خامنه اي در سوريه در بن بست مطلق نظامي قرار گرفته است. هر روز کشته های زیادی را در عرصه جنگ و رویارویی نظامی در سوریه برجای می گذارد و پاسدارانش دیگر توان جنگیدن در سوریه را ندارند و به همین علت رژیم مجبور شده که از نیروهای ارتش خود برای جنگ به سوریه بفرستد.
اما مهمترین شکست خامنه ای در زمینه نابودی مقاومت آنهم در لیبرتی بوده است. در واقع خامنه اي چنين محاسبه كرده بود كه تمامي شكستها و ضعفهايش را قبل از انتخابات با يك ضربه كمرشكن به مقاومت جبران نمايد تا بتواند در انتخابات آنطور كه ميخواهد بدون ترس از مقاومت و قيام مردم، سر رقبا و بخصوص رفسنجاني را به سنگ بكوبد و بدون هزينه زياد نظام فرتوتش حداقل از درون خلاص كند؛ ولي به لطف خدا و در سايه هوشياري مجاهدان اشرفی در ليبرتي اين توطئه رژيم با شكست روبرو شد و حمايتهاي بين المللي فراواني را براي مجاهدان مستقر در ليبرتي و حفاظت از آنان بر انگيخت.
خامنه ای زهر خورده در جریان انتخابات خبرگان و مجلس یک شکست مفتضحانه دیگر را متحمل شد. خامنه ای در ترس از قيام مردم، نتوانست دست به جراحي باند رقيب يعني رفسنجاني و دار و دسته اش بزند؛ اما در ضعیف ترین شرایط درونی و داخلی اش مجبور شد حسن خميني را که کاندید مجلس خبرگان شده بود از حضور در انتخابات حذف کند. مجلس خبرگان كه كارش كنترل ولي فقيه و انتخاب ولي فقيه بعدي پس از مرگ خامنه ای است نماينده اولش رفسنجاني شد.
البته اين تازه آغاز ماجراست. رفسنجاني و دارو دسته اش در اين دوئل انتخابات بخوبي ضعفهاي خامنه اي را درك كردند و جنگ گرگهای درونی رژیم برای بدست گرفتن قدرت اوج خواهد گرفت.
در صحنه بين المللي تا آنجا كه به خامنه اي بر ميگردد به روشني پيداست كه تمامي مانورهاي باند رقيب و مسافرتهاي روحاني به كشورهاي گوناگون و سياست به اصطلاح گشايش به سمت غرب ، وضعیت را برای ولی فقیه نظام بغرنج تر می سازد. چرا که بطور واقعی گشایشی در این جبهه برای رژیم متصور نیست. نظام قرون وسطایی و سرکوبگری که تمام ساختارش مبتنی بر اعدام؛ چپاول و غارت است؛ طبعا با چند سفر خارجی این و آن به جایی نخواهد رسید و این سفرها نیز گرهی از این نظام باز نخواهد کرد.
اینها سرخط وضعیت کنونی رژیم بود. اما در جبهه مردم و مقاومت ما با ایستادگی مردم در برابر رژیم روبرو هستیم. با جامعه ای که معترض در برابر تمامی اشکال و کارکردهای نظام ولایت فقیه روبرو هستیم که تشنه آزادی و خواهان دموکراسی است.
در چنین اوضاع و احوالی؛ گردهمایی سالانه مقاومت از اهمیت ویژه ای برای مردم ایران برخوردار است و مسئولیت یکایک اعضا و هواداران این مقاومت را برای رساندن هر چه رساتر صدای آزادیخواهی ملت ایران صدچندان می کند.

دوشنبه، تیر ۱۴، ۱۳۹۵

رکاب‌زن خوزستانی با طوماری از امضا‌کنندگان معترض نسبت به انتقال آب کارون و ریزگردها، در مقابل مجلس ارتجاع

رکاب‌زن خوزستانی با طوماری از امضا‌کنندگان معترض نسبت به انتقال آب کارون و ریزگردها، در مقابل مجلس ارتجاع




یک رکاب زن خوزستانی که سفر اعتراضی خود را از 4 تیر از رامهرمز آغاز کرده بود با طوماری از اعتراضات مردمی در مقابل مجلس ارتجاع گفت: ”هدف من از این سفر، اعتراض به انتقال آب کارون، سدسازیهای غیرکارشناسی و معضل ریزگردها در استانهای جنوبی و غربی کشور است.

این رکاب زن خوزستانی که طوماری از اعتراضات مردم در مسیر حرکت خود تا تهران را در دست داشت گفت که اهالی مسیر رودخانه کارون، شهرهای مختلفی از استانهای لرستان، مرکزی، قم و ساوه امضا‌کنندگان این طومار اعتراضی هستند.

شنبه، تیر ۱۲، ۱۳۹۵

هاشم خواستار: درود بر شما ای یاران مقاومت در هر جای جهان که به‌سر می‌برید

هاشم خواستار: درود بر شما ای یاران مقاومت در هر جای جهان که به‌سر می‌برید




هاشم خواستار نماینده‌ی معلمان در کانون صنفی فرهنگیان خراسان که بارها دستگیر و روانه زندان شده بود، طی پیامی به‌مناسبت پایان موفقیت‌آمیز اعتصاب‌غذای زندانی سیاسی جعفر عظیم‌زاده در مقابل دژخیمان خامنه‌ای با عنوان ”مژده مژده بهار آزادی در پیش است ”نوشت:” مقاومت میوه دارد، میوه‌های بسیار شیرین و رنگارنگ، آزادی زندانی یکی از میوه‌های مقاومت است اما بهترین میوه‌ی مقاومت آزادی ملت از بند استبداد است.

با جعفر تماس گرفتم چقدر خوب حقیقت را بیان کرد ٦٣ روز اعتصاب‌غذایش را با ٥٠ سال عمرش عوض نمی‌کند. می‌گوید بهترین ایام عمرم همین ٦٣ روز اعتصاب‌غذا بوده است. او نه تنها از انرژیش ذره‌یی کم نشده بود بلکه در مقابل هزار هزار دزدی حاکمان هزار هزار انرژی به کارگر و معلم و همه برای رسیدن به آزادی داده است.

مقاومت با هر شکل و شمایلی شیرین است آنهایی که در مقابل استبداد به هر شکلی مقاومت می‌کنند برای همیشه در تاریخ ایران و نزد بشریت افتخار آفرین خواهند بود. 
درود بر شما ای یاران مقاومت در هر جای جهان که به‌سر می‌برید چه در داخل زندان و یا بیرون از آن، داخل ایران یا خارج از ایران. 
درود بر زندانیانی که از درون زندانها با اعتصاب‌غذای خود مظلومیت یک ملت به بند کشیده شده را به جهانیان معرفی می‌کنند.

درود و هزاران درود بر آنان که نمی‌توانم از همه نام ببرم اما خانم نرگس محمدی این زن شجاع که از هفتم تیر در اعتصاب‌غذا به‌سر می‌برد و جرمش دفاع از حقوق‌بشر است را فراموش نمی‌کنیم.

مژده می‌دهم مژده: بهار آزادی در پیش و نزدیک است. 
زمانیکه زندانیان با اعتصاب‌غذا از درون زندانها صدایشان را بگوش نه تنها ملت ایران که جهانیان می‌رسانند یعنی ملت بیدار است. 
یعنی بهار ازادی در پیش است. 
باز به زودی مردم شعار خواهند داد: در بهار آزادی جای شهدا خالی.

این بار دیگر کشور اصلاً بسوی استبداد نخواهد رفت، استبداد در کشور برای همیشه عقیم خواهد شد. 
دیگر زندانی سیاسی نخواهیم داشت روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیونهای احزاب و بخش خصوصی همه و همه آزاد خواهند بود. 
بیکاری و تورم، فساد، دزدی، رشوه و حقوق های ماهیانه‌ی چند صد ملیونی و... نخواهیم داشت. 
اقوام ایرانی، ادیان ایرانی و غیرایرانی و خلاصه همه و همه آزاد و کشور گلستان خواهد شد“.