وقتی ترس از خیزش به درون رژیم میریزد
روند تعمیق شقه وشکاف درونی نظام آخوندی به گونهیی است که این روزها رسانهها و سران باند خامنهای در حمله به دولت آخوند
حسن روحانی بعضاً مراعات را کنار گذاشته و شمشیر را از رو میبندند.
آخوند
علمالهدی در نمازجمعه 25تیر95 مشهد به بهانه مسائل فرهنگی و دفاع از
فرهنگ منحط نظام آخوندی، دولت روحانی و وزارت ارشاد را مورد حملات شدید
قرارداد.
علم الهدی متولیان فرهنگی دولت روحانی را به ولنگاری و
بیتفاوتی، نسبت رعایت شئونات فرهنگ آخوندی متهم کرد و نسبت به ”مواخذه
الهی“ ! به آنها هشدار داد.
امام جمعه خامنهای در جدال و تقابل
وزارت ارشاد و نیروی سرکوبگر انتظامی در مورد مقابله با کنسرتهای موسیقی،
جانب نیروی انتظامی را گرفت و ضمن تمجید از این نیروی سرکوبگر بهعنوان
”محور اقتدار نظام“، دولت را مورد مواخذه قرارداد که چرا نیروی انتظامی را
از دخالت برای جلوگیری از کنسرتهای مصوب وزارت ارشاد منع میکند. وی در این
رابطه گفت: ”آخر این چه مصوبهیی است که این دولت گذرانده که بایستی نیروی
انتظامی در مسأله کنسرتهایی که مجوز گرفتهاند، در منع این کنسرتها دخالت
نکند؟
این چه نظام الهی و اسلامی شد؟ که محور اقتدارش در مقابل
مفاسد باید بیتفاوت باشد، این مجوزی که دولت و وزارت ارشاد به کنسرت
میدهد، آقا این مجوز را به چی دادند؟“
علم الهدی چماق قوه قضاییه
را بر سر دولت روحانی بلند کرد و در ادامه سخنانش گفت: ”برفرض که دولت
بخواهد جلوی نیروی انتظامی را بگیرد، خوشبختانه ما در این نظام از یک قوه
قضاییه قاطعی برخورداریم“
حملات علمالهدی به دولت و وزارت ارشاد
آنجا اوج گرفت که گفت: ”بابا این دولت، دولت تدبیر و امید است، امید کی؟
امید بیدینها؟ یعنی علما ناامید شوند؟ یعنی متدینین ناامید شوند؟ فقط
امیدی که آوردید برای بیدینها آوردید که با این مصوبات، آنان خوشحال و
امیدوار شوند که اینجا یک پایگاه جفتکاندازی، فسق و فجور به هر شکلی
میخواهند، باشد؟ میخواهید آنان را راضی کنید؟“ (سایت علمالهدی
25تیر1395)
صرف نظر از تضادهای درونی رژیم بر سر نحوه چگونگی سرکوب
مردم از جمله سرکوب فرهنگی، آنچه که مسلم است و طی گذشت 38سال از عمر
ننگین نظام آخوندی به اثبات رسیده است، این حقیقت است که هردوباند رژیم در
غارت و سرکوب مردم هم دست و متحد هستند، و موارد مورد اختلاف آنها شیوه
مقابله با مردم و سرکوب است.
با توجه به این اصل مسلم، سوالی که
مطرح میشود این است چرا دولت روحانی در زمینه مسایل فرهنگی تا این حد مورد
هجوم باند خامنهای وسران آن از جمله علم الهدی، آخوند احمد خاتمی، احمد
جنتی، آخوند لاریجانی و امام جمعههای ریز و درشت خامنهای است؟
جواب
را باید در مقاومت مردمی علیه سرکوب از جمله مقاومت علیه سرکوب و سانسور
فرهنگی رژیم دانست. زیرا این یک واقعیت است که خشم مردمی و وضعیت انفجاری
جامعه روز به روز شدید تر شده و اعتراض اقشار مختلف تا آنجا پیش رفته که
مردم به جان آمده در جای جای ایران در برابر اقدامات عوامل گوناگون سرکوب
رژیم ایستادگی کرده و در مواردی آنان را به سزای اعمالشان میرسانند.
بنابراین
وحشت آخوند علمالهدی و تشدید تضادهای باندهای رژیم بر سر شیوه سرکوب،
هراسی است که مقاومت مردمی و مقابله آنان با فرهنگ منحط رژیم آخوندی، در
رأس رژیم سرریز میکند.
بهدلیل مقاومت مردم علیه سرکوب است که
آخوند علمالهدی هیستریک شده و با وقاحت بیمارگونه خاص یک آخوند و نماینده
خامنهای، لوش و لجنهای آخوندی را نثار مردم کرده و با فرافکنی عنوان فاجر،
فاسق، بیدین و هر آنچه را که شایسته خود او و ولیفقیه ونظام است را به
آنان نسبت داده است.
تشدید تضادهای درونی رژیم بر سر شیوه سرکوب
مردم، و سخنان علمالهدی علیه مردم و مقاومت آنان در مقابله با سیاستهای
سرکوبگرانه رژیم، بیانگر این واقعیت هم هست که کفگیر سرکوب رژیم به ته دیگ
خورده است. !